تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
اكنون مىگوييم آيهء كريمهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . »
مطلب را به شكلى بيان مىكند كه عموميت‌بردار نيست و به هيچ وجه نمىتوان احتمال داد كه اين آيه نيز در صدد بيان ولاء اثباتى عامّ است ؛ زيرا قرآن در اينجا در صدد بيان يك قانون كلّى نيست ، نمىخواهد استحباب يا وجوب اداى زكات در حال ركوع را بيان كند و به عنوان تشريع يك مندوب يا يك فريضهء اسلامى ، جعل قانون كند ، بلكه اشاره است به عمل واقع شده‌اى كه فردى در خارج انجام داده و اكنون قرآن عمل را معرّف آن فرد قرار داده و به نحو كنايه ، حكمى را كه همان ولايت خاصّ است اثبات مىكند . اين سبك سخن كه يك حادثهء شخصى مربوط به فرد معيّن به لفظ جمع بيان شود در قرآن بىنظير نيست ، مثلًا مىفرمايد :
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
( 1 ) . مىگويند اگر به مدينه برگشتيم ، عزيزتر خوارتر را بيرون مىكند . در اينجا نيز قرآن به داستان واقع شده‌اى اشاره كرده ، مىفرمايد « يقولون » ( مىگويند ) با اينكه گوينده يك نفر - عبد اللّه بن ابىّ - بيش نبوده است ؛ كما اينكه در عرف امروز ما نيز اين مطلب متداول است ، مىگوييم « مىگويند چنين و چنان » با اينكه گوينده يك نفر بيش نيست . زكات دادن در حال ركوع يك كار معمولى براى مسلمانان نبوده است تا بگوييم قرآن همه را مدح مىكند و « ولايت » را - به هر معنايى كه بگوييم - براى همه اثبات مىكند . خود اين مطلب شاهد زنده‌اى است بر اينكه مورد آيه ، شخصى و خصوصى است ؛ يعنى يك كسى بوده كه در حال ركوع و در حال عبادت از بندگان خدا نيز غافل نبوده و چنين كارى را كرده است و اكنون قرآن مىفرمايد او نيز همچون خدا و رسولش ولىّ شماست . پس سخن از شخص معيّنى است كه او نيز مانند خدا و رسول ، ولىّ مؤمنين است و مؤمنين بايد ولاء او را بپذيرند . امّا اينكه مقصود از اين ولاء چيست ، آيا صرفاً محبّت و ارادت خاصّى است كه مردم بايد نسبت به آن حضرت داشته باشند يا بالاتر از اين است ، مطلبى است كه عن قريب درباره‌اش سخن خواهيم گفت . فعلًا سخن ما در اين است كه بر خلاف تصوّر بعضى از علماى اهل تسنّن ، مفاد اين آيه ، ولاء خاص است نه ولاء عام .
هامش
( 1 ) . منافقون / 8 .