درسشان آشوب و چرخ ولوله * نى زيادات است و باب و سلسله ( 1 )
سلسلهء اين قوم جعد مشكبار * مسألهء دور است امّا دور يار
هر كه در خلوت به بينش يافت راه * او ز دانشها نجويد دستگاه ( 2 )
*
عارف از پرتو مى راز معانى دانست * گوهر هر كس از اين لعل توانى دانست
شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست
اى كه از دفتر عقل آيت عشقآموزى * ترسم اين نكته به تحقيق نتانى دانست
ابن خلدون در مقدّمهء معروف خويش فصل « فى انّ الخطّ و الكتابة من عداد الصّنائع الانسانيّة » بحثى مىكند در اطراف اينكه خط از آن نظر كمال است كه زندگى بشر اجتماعى است و افراد به كسب معلومات يكديگر نيازمندند . بعد سير تكاملى خط را در تمدّنها ذكر مىكند ؛ آنگاه به پيدايش خط در محيط حجاز اشاره مىكند و سپس مىگويد :
« در صدر اسلام ، خط از جنبهء فنّى مراحل ابتدايى را طى مىكرد و خطوط صحابه از لحاظ رسم الخط ، خالى از نقص نبوده است ؛ ولى بعدها تابعين و اخلاف آنها همان رسم الخط را به عنوان تيمّن و تبرّك در كتابت قرآن حفظ كردند و از آن تجاوز نكردند با اينكه بعضى از آن رسم الخطها خلاف قاعده بود ؛ لهذا بعضى كلمات قرآن با رسم الخطّ خاصّى باقى ماند . »
آنگاه مىگويد :
« كمالات فنّى و عملى از قبيل رسم الخط را كه بستگى دارد به اسباب و وسائل زندگى و جنبهء نسبى دارد ، با كمالات مطلق كه فقدان آنها نقص در انسانيّت انسان است و نقص واقعى است نبايد اشتباه كرد . »
هامش
( 1 ) . « زيادات » و « باب » و « سلسله » نام سه كتاب معروف آن عصر است .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر سوم .