تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
دستور را داده و خود عمل نكرده است ؟ » . درست مثل اين است كه بگوييم پزشك كه نسخه‌اى به بيمار مىدهد اوّل بايد خودش آن نسخه را به كار بندد . بديهى است اگر پزشك بيمار گردد و همان نيازى كه بيماران به دوا پيدا مىكنند پيدا كند ، خودش قبل از ديگران نسخهء خود را به كار مىبندد ؛ امّا اگر بيمار نشد و نياز پيدا نكرد چطور ؟ بايد ببينيم پيغمبر اكرم همان نيازى كه ديگران به خواندن و نوشتن دارند - كه سبب مىشود دارا بودن اين صنعت براى آنها كمال ، و فاقد بودن آن نقص باشد - داشت و دستور خويش را به كار نبست ، و يا پيغمبر وضع خاصّى دارد كه چنين نيازى ندارد . پيغمبر در عبادت ، فداكارى ، تقوا ، راستى ، درستى ، حسن خلق ، دموكراسى ، تواضع و ساير اخلاق و آداب حسنه پيش قدم بود ، زيرا همهء آنها براى او كمال بود و نداشتن آنها نقص بود ؛ امّا موضوع به اصطلاح سواد داشتن از اين قبيل نيست . ارزش فوق‌العادهء سواد داشتن براى افراد بشر از آن جهت است كه وسيلهء استفاده كردن افراد بشر از معلومات يكديگر است . خطوط ، علامات و رموزى است كه افراد بشر براى تفهيم افكار و مقاصد يكديگر قرارداد كرده‌اند . آشنايى با خطوط ، وسيله‌اى است براى انتقال معلومات از فردى به فرد ديگر و از قومى به قوم ديگر و از نسلى به نسل ديگر . بشر به اين وسيله معلومات خود را از فنا و نيستى و فراموشى حفظ مىكند . سواد داشتن از اين نظر نظير زبان دانستن است . انسان به هر اندازه زبانهاى بيشترى بداند وسيلهء بيشترى براى كسب معلومات بشرهاى ديگر در اختيار دارد . هيچ‌يك از زبان دانستن و سواد داشتن ، « علم » به معنى واقعى نيست ، امّا مفتاح و كليد علم هست . علم اين است كه انسان به يك حقيقت و يك قانون كه در متن هستى واقعيّت دارد آگاه گردد . علوم طبيعى ، منطق ، رياضيّات علم است ، زيرا بشر در اين علوم يك رابطهء واقعى و تكوينى و علّى و معلولى را ميان اشياء خارجى يا ذهنى كشف مىكند ؛ امّا دانستن لغت ، قواعد زبان و امثال اينها علم نيست ، زيرا ما را به يك رابطهء واقعى ميان اشياء آگاه نمىكند ، بلكه بر يك سلسله امور قراردادى و اعتبارى كه از حدّ فرض و قرارداد تجاوز نمىكند آگاه مىسازد . دانستن اين امور مفتاح و كليد علم است نه خود علم . آرى ، در زمينهء همين امور قراردادى يك جريانات واقعى پيش مىآيد از قبيل تطوّرات لغتها و تركيبات كه نمايندهء تكامل افكار است و طبق يك قانون طبيعى صورت مىگيرد ، و البتّه اطّلاع بر آن قوانين طبيعى جزء فلسفه و علم است ؛ پس
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 238 | مرتضى مطهرى