تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
ابن خلدون آنگاه موضوع امّى بودن رسول خدا را طرح مىكند و خلاصهء سخنش اين است : « پيغمبر امّى بود . امّى بودن براى او كمال بود ، زيرا او علم خويش را از بالا فرا گرفته بود . امّا امّى بودن براى ما نقص است ، زيرا مساوى است با جاهل بودن ما . » ( 1 ) آيهء ديگرى از طرف مشار اليه به آن استناد شده آيهء 2 و 3 از سورهء « لم يكن » است . مىگويد . « بسيار شگفت‌انگيز است كه مترجمان و مفسّران قرآن به اين آيه كه توصيف حضرت محمّد ( ص ) مىباشد توجّه نكرده‌اند كه در آن گفته شده : « رسول من اللّه يتلوا صحفا مطهّرة » ( 2 ) يعنى محمّد پيغمبر خدا كه صحيفه‌هاى مقدّس و مطهّر را قرائت مىكند . بايد توجّه كرد كه در اين آيات گفته نشده است كه پيغمبر صحيفه‌هاى مقدّس را از خاطر خود نقل مىكند ، بلكه تصريح شده است كه اين صحيفه‌ها را قرائت مىكند و از رو مىخواند » . پاسخ اين استدلال آنگاه روشن مىشود كه مفهوم دو كلمه از كلمات آيهء فوق الذّكر روشن شود : كلمهء « صحيفه » و كلمهء « يتلوا » . « صحيفه » به معنى ورق ( برگ ) است و « صحف » جمع صحيفه است . معنى آيه با جملهء بعد كه مىفرمايد : « فيها كتب قيّمة » اين است : « پيغمبر برگهاى پاك و منزّهى را كه در آنها نوشته‌هايى راست و پايدار هست براى مردم مىخواند » . مقصود از اين برگها همان چيزها بوده كه آيات قرآن مجيد را بر روى آنها مىنوشته‌اند . پس مقصود اين است كه پيغمبر قرآن را بر مردم مىخواند . كلمهء « يتلوا » از مادّهء تلاوت است . به هيچ مدركى بر نخورده‌ايم كه تلاوت به معنى خواندن از رو باشد . آنچه مجموعاً از كلمات اهل لغت و از موارد استعمال كلمهء « قرائت » و كلمهء « تلاوت » فهميده مىشود اين است كه هر سخن گفتن ، قرائت يا تلاوت نيست . قرائت و تلاوت در موردى است كه سخنى كه خوانده مىشود مربوط به
هامش
( 1 ) . مقدّمهء ابن خلدون ( چاپ ابراهيم حلمى ) ، ص 494 و 495 . ( 2 ) . بيّنة / 2 و 3 .