« بخارى ضمن اخبار و احاديثى كه در « كتاب العلم » ثبت كرده نقل مىكند كه يك بار پيغمبر نامهاى محرمانه به دامادش على داد و مخصوصاً به او گفت باز نكند و نام گيرنده را به خوبى به خاطر بسپارد و نامه را به او برساند . وقتى كه پيغمبر نامهاى چنان محرمانه مىفرستاد كه حتّى على داماد و شخص مورد اعتماد پيغمبر هم نمىبايست آن را بخواند و از آن مطّلع شود ، آيا چه كسى جز خود پيغمبر ممكن است چنين نامهاى نوشته باشد ؟ »
متأسّفانه روايتى كه در صحيح بخارى هست ( 1 ) هيچ ذكر نمىكند كه حامل نامه على ( عليه السّلام ) بوده است ؛ در صورتى كه مشار اليه مىخواهد از اينكه پيغمبر مضمون نامه را حتّى از على پنهان داشته است استفاده كند كه خود پيغمبر نامه را نوشته است .
در صحيح بخارى ، باب العلم مىگويد پيغمبر جمعى را فرستاد و به امير آنها نامهاى داد و گفت پيش از آنكه به فلان نقطه برسى نامه را باز نكن . هيچ نمىگويد كه امير آنها على بود . و از مضمون روايت معلوم است كه كسى كه بايد نامه را باز كند خود حامل نامه بوده است نه شخص سومى كه آقاى دكتر سيّد عبد اللّطيف پنداشته است .
آنچه بخارى در اينجا آورده مربوط است به داستان « بطن نخله » در كتب سير و تواريخ مضبوط است .
سيرهء ابن هشام ( 2 ) تحت عنوان « سريّة عبد اللّه بن جحش » و همچنين بحار الانوار ( 3 ) عين روايت را نقل مىكند كه حامل نامه ، عبد اللّه بن جحش بوده است . مىگويند پيغمبر به او فرمود پس از دو روز قطع مسافت ، آن را باز كن و به آنچه نوشته شده است عمل كن . عبد اللّه بن جحش بعد از دو روز قطع مسافت نامه را باز كرد و فرمان رسول خدا را اجرا كرد .
مغازى واقدى تصريح مىكند كه نويسندهء نامه ابىّ بن كعب بوده است نه خود پيغمبر اكرم . مىگويد :
« عبد اللّه بن جحش گفت يك شب بعد از نماز عشاء ، پيغمبر به من فرمود صبح زود
هامش
( 1 ) . ج 1 / ص 25 .
( 2 ) . ج 1 / ص 601 .
( 3 ) . ج 6 ، باب 38 ( چاپ قديم سربى تهران ) ، ص 575 .