همچنانكه دربارهء حضرت امير ( عليه السّلام ) و ساير ائمّه چنين جريانها زياد مىبينيم ، كه قسمتى از خطوط آن بزرگواران سالها بلكه قرنها در خاندان خودشان يا در خاندان شيعيان محفوظ مانده است . همين الآن قرآنهايى موجود است كه منسوب به آن بزرگواران است .
جريان معروف زيد بن علىّ بن الحسين ( ع ) و يحيى بن زيد و كيفيّت نگهدارى آنها از صحيفهء سجّاديّه شاهد اين مدّعاست .
ابن النّديم در فنّ اوّل از مقالهء دوّم الفهرست جريان جالبى نقل مىكند ، مىگويد :
« با يكى از شيعيان كوفى كه نامش محمّد بن الحسين و معروف به ابن ابى بعره بود آشنا شدم . كتابخانهاى داشت كه مثل آن را نديدهام . او آن كتابخانه را از يك مرد شيعى كوفى دريافت كرده بود و عجيب اين است كه در هر كتاب يا ورقهاى ثبت بود كه به خطّ كى است ؟ جماعتى از علما شهادت خود را بر اينكه خطّ ، خطّ كى است نوشته بودند . در آن كتابخانه خطوطى از امامين همامين حسن بن على و حسين بن على ( عليهما السّلام ) موجود بود و نگهدارى مىشد ، و همچنين اسناد و عهدنامههايى به خطّ على ( عليه السّلام ) و ساير دبيران رسول خدا موجود بود و از آنها مراقبت مىشد . » ( 1 )
آرى ، تا اين حد اين آثار متبرّكه حفظ و نگهدارى مىشده است . چگونه ممكن است كه رسول خدا حدّ اقل يك سطر نوشته باشد و با آن عنايت عجيب مسلمين به حفظ آثار - خصوصاً آثار متبرّكه - باقى نمانده باشد ؟ !
مسألهء نوشتن آن حضرت حتّى در دورهء رسالت ، طبق قرائن و امارات منتفى است ، امّا مسألهء خواندن آن حضرت را در دورهء رسالت نمىتوان به طور قطع منتفى دانست هر چند دليل كافى بر خواندن آن حضرت حتّى در اين دوره نداريم بلكه بيشتر قرائن از نخواندن آن حضرت حتّى در اين دوره حكايت مىكند .
هامش
( 1 ) . الفهرست ( چاپ مطبعة الاستقامة قاهره ) ، ص 67 .