است كه به خطّ چه كسى است ؛ كاتب نام خود را در آخر نامه قيد كرده است . گويند اوّل كسى كه اين سنّت را در آنجا رايج كرد كه نام كاتب در آخر نامه قيد شود ، ابىّ بن كعب صحابى معروف است .
هيچيك از اين نامهها و پيماننامهها و دفاتر را رسول خدا به خطّ خود ننوشته است ؛ يعنى يك جا نمىبينيم كه گفته باشند فلان نامه را رسول خدا به خطّ خود نوشت . بالاتر اينكه هيچ جا ديده نمىشود كه رسول خدا يك آيهء قرآن به خطّ خود نوشته باشد ، در صورتى كه كتّاب وحى هر كدام به خطّ خود قرآنى نوشتهاند . آيا ممكن است رسول اكرم خط بنويسد و آنگاه به خطّ خود قرآنى يا سورهاى از قرآن و لااقل آيهاى از قرآن ننويسد ؟ !
در كتب تواريخ نام دبيران رسول خدا آمده است . يعقوبى در جلد دوم تاريخ خويش مىگويد :
« دبيران رسول خدا كه وحى ، نامهها و پيماننامهها را مىنوشتند ايناناند : علىّ بن ابى طالب ( ع ) ، عثمان بن عفّان ، عمرو بن العاص ، معاوية بن ابى سفيان ، شرحبيل بن حسنه ، عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح ، مغيرة بن شعبه ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت ، حنظلة بن الربيع ، ابىّ بن كعب ، جهيم بن الصّلت ، حصين النّميرى . » ( 1 )
مسعودى در التّنبيه و الاشراف تا اندازهاى تفصيل مىدهد كه اين دبيران ، هر كدام چه نوع كارى را به عهده داشتهاند و نشان مىدهد كه اين دبيران بيش از اين توسعهء كار داشته و نوعى نظم و تشكيلات و تقسيم كار در ميان بوده است . مىگويد :
« خالد بن سعيد بن العاص پيش دست رسول خدا بود ، حاجتهاى متفرّقهاى كه پيش مىآمد مىنوشت ؛ همچنين مغيرة بن شعبه و حصين بن نمير . عبد اللّه بن ارقم و علاء بن عقبه سندهاى مردم و عقود و معاملات آنها را مىنوشتند . زبير بن العوّام و جهيم بن الصّلت صورت ماليات و صدقات را ضبط مىكردند . حذيفة بن اليمان عهدهدار نوشتن « حرازى » حجاز بود . معيقيب بن ابى فاطمهء دوسى غنائم را وارد مىكرد . زيد بن ثابت انصارى نامه به حكّام و پادشاهان مىنوشت و ضمناً سمت مترجمى رسول خدا را داشت . او زبانهاى فارسى و رومى و قبطى و حبشى را ترجمه مىكرد و همهء
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 / ص 69 .