ندارند ؛ بعضى استبعاد كردهاند كه چگونه ممكن است وحى - كه همه چيز را مىآموخته است - خواندن و نوشتن را به او نياموخته باشد ( 1 ) ؟
در چندين روايت از روايات شيعه وارد شده كه آن حضرت در دوران رسالت مىخوانده ولى نمىنوشته است ( 2 ) . از آن جمله روايتى است كه صدوق در علل الشّرائع آورده است :
« از منّتهاى خدا بر پيامبرش اين بود كه مىخواند ولى نمىنوشت . هنگامى كه ابو سفيان متوجّه احد شد ، عبّاس عموى پيغمبر نامهاى به آن حضرت نوشت . وقتى نامه رسيد كه او در يكى از باغهاى اطراف مدينه بود . پيغمبر نامه را خواند ولى اصحابش را به مضمون نامه آگاه نكرد ؛ امر كرد همه به شهر بروند . همينكه به شهر رفتند موضوع را به اطّلاع آنها رسانيد . » ( 3 )
ولى در سيرهء زينى دحلان جريان نامهء عبّاس را بر خلاف روايت علل الشّرائع نقل مىكند ، مىگويد :
« همينكه . نامهء عبّاس به رسول خدا رسيد ، مهرش را باز كرد ، به ابىّ بن كعب داد بخواند . كعب خواند و پيغمبر دستور داد كتمان كند . پس از آن رسول خدا بر سعد بن الرّبيع صحابى معروف وارد شد و موضوع نامهء عبّاس را با او در ميان گذاشت و از او نيز خواست فعلًا موضوع را پنهان نگهدارد . » ( 4 )
بعضى معتقدند كه آن حضرت در دورهء رسالت ، هم مىخوانده و هم مىنوشته است . سيّد مرتضى - به نقل بحار الانوار - مىگويد :
« عقيدهء شعبى و جماعتى از اهل علم اين است كه رسول اكرم از دنيا نرفت مگر اينكه هم خواند و هم نوشت . » ( 5 )
هامش
( 1 ) . بحار ( چاپ جديد ) ، ج 16 / ص 134 .
( 2 ) . همان مأخذ ، ص 132 .
( 3 ) . همان مأخذ ، ص 133 .
( 4 ) . سيرهء زينى دحلان ، در حاشيهء سيرهء حلبيّه ، ج 2 / ص 24 .
( 5 ) . بحار ( چاپ جديد ) ج 16 / ص 135 . ايضا مجمع البيان ذيل آيهء 48 از سورهء عنكبوت .