بلاذرى آنگاه چند زن از زنان مسلمان را نام مىبرد كه در دورهء اسلام ، هم مىخواندند و هم مىنوشتند ، و يا تنها مىخواندند . مىگويد :
« حفصه همسر پيغمبر مىنوشت . امّ كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط ( از زنان مهاجر اوّليّه ) نيز مىنوشت . عايشه دختر سعد گفت پدرم به من نوشتن آموخت . كريمه دختر مقداد نيز مىنوشت . عايشه ( همسر پيغمبر ) مىخواند ولى نمىنوشت ؛ همچنين امّ سلمه . »
بلاذرى سپس نام كسانى را كه در مدينه سمت دبيرى رسول خدا را داشتند ذكر مىكند ، آنگاه مىگويد مقارن ظهور اسلام فقط يازده نفر از مردم اوس و خزرج ( دو قبيلهء معروف ساكن مدينه ) صنعت خط ، را مىدانستند ، و نام آنها را هم ذكر مىكند .
معلوم مىشود صنعت خط ، تازه وارد محيط حجاز شده بوده است و اوضاع و احوال محيط آن روز حجاز چنان بوده كه اگر كسى خواندن يا نوشتن مىدانست معروف خاص و عام مىشد . افرادى كه مقارن ظهور اسلام اين صنعت را مىدانستند ، چه در مكّه و چه در مدينه ، معروف و انگشتنما ، و معدود و انگشت شمار بودند ؛ لهذا نامشان در تاريخ ثبت شد ، و اگر رسول خدا در زمرهء آنان مىبود قطعاً به اين صنعت شناخته مىشد و نامش در زمرهء آنان برده مىشد ، و چون اسمى از آن حضرت در زمرهء آنان نيست معلوم مىشود به طور قطع او با خواندن و نوشتن سر و كار نداشته است .
دورهء رسالت و مخصوصاً دورهء مدينه
از مجموع قرائن به دست مىآيد كه رسول اكرم در دورهء رسالت نيز نه خواند و نه نوشت ، ولى علماى اسلامى - چه شيعه و چه سنّى - در اين جهت وحدت نظر
هامش
نمىكند . اين جملهها را « رقية النّملة » مىناميدند و ظاهراً در اين نامگذارى نيز نوعى شوخى و طنز به كار رفته است .
ابن اثير مىگويد :
رسول اكرم از روى شوخى و طنز به شفاء فرمود همان طورى كه نوشتن را به حفصه ياد دادى خوب بود « رقية النّملة » را نيز ياد مىدادى . اشاره به اينكه اين خانم فرمان مرا اطاعت نكرد و رازى را كه به او گفته بودم ( در تاريخ معروف است و آيهء اوّل سورهء تحريم ناظر به آن است ) افشا نمود .