اين است كه كسانى كه خود شخصاً مطالعهاى ندارند بدانند كه اگر كوچكترين نشانهاى در اين زمينه وجود مىداشت از نظر مورّخان كنجكاو و منتقد غير مسلمان پنهان نمىماند .
رسول اكرم در خلال سفرى كه همراه ابو طالب به شام رفت ، ضمن استراحت در يكى از منازل بين راه ، برخورد كوتاهى با يك راهب به نام « بحيرا » ( 1 ) داشته است . اين برخورد ، توجّه خاورشناسان را جلب كرده است كه آيا پيغمبر اسلام از همين برخورد كوتاه چيزى آموخته است ؟
وقتى كه چنين حادثهء كوچكى توجّه مخالفان را در قديم و جديد برانگيزد ، به طريق اولى اگر كوچكترين سندى براى سابقهء آشنايى رسول اكرم با خواندن و نوشتن وجود مىداشت ، از نظر آنان مخفى نمىماند و در زير ذرّهبينهاى قوى اين گروه چندين بار بزرگتر نمايش داده مىشد .
براى اينكه مطلب روشن شود لازم است در دو قسمت بحث شود :
1 . دورهء قبل از رسالت .
2 . دورهء رسالت .
در دورهء رسالت نيز از دو نظر بايد مطلب مورد مطالعه قرار گيرد :
1 . نوشتن .
2 . خواندن .
بعداً خواهيم گفت آنچه قطعى و مسلّم است و مورد اتّفاق علماى مسلمين و غير آنهاست اين است كه ايشان قبل از رسالت كوچكترين آشنايى با خواندن و نوشتن نداشتهاند . امّا دورهء رسالت آن اندازه قطعى نيست . در دورهء رسالت نيز آنچه مسلّمتر است ننوشتن ايشان است ، ولى نخواندنشان آن اندازه مسلّم نيست . از برخى روايات شيعه ظاهر مىشود كه ايشان در دورهء رسالت مىخواندهاند ولى نمىنوشتهاند ، هر چند روايات شيعه نيز در اين جهت وحدت و تطابق ندارند . آنچه از مجموع قرائن و دلائل استفاده مىشود اين است كه در دورهء رسالت نيز نه خواندهاند و نه نوشتهاند .
هامش
( 1 ) . پرفسور ماسينيون ، اسلامشناس و خاورشناس معروف ، در كتاب سلمان پاك در اصل وجود چنين شخصى ، تا چه رسد به برخورد پيغمبر با او ، تشكيك مىكند و او را شخصيّت افسانهاى تلقّى مىنمايد ، مىگويد : « بحيرا سرجيوس و تميم دارى و ديگران كه روات در پيرامون پيغمبر جمع كردهاند اشباحى مشكوك و نايافتنىاند » .