تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مىشود . در دورهء اسلامى ، مسلمين ، هم آثار خود را حفظ و نگهدارى كردند و مانع اندراس و نابودى شدند و هم كم و بيش آثار ملل پيشين را نگهدارى و به نسلهاى بعد منتقل كردند ؛ يعنى تقريباً مقارن با عهد ختم نبوّت است كه بشر لياقت خود را براى حفظ مواريث علمى و دينى نشان داده است و در واقع دورهء تاريخى واقعى مقارن با ظهور اسلام است . در ادوار گذشته ، از يك طرف آثار نفيس علمى و فلسفى و دينى به وجود مىآمد و از طرف ديگر در كام آتش يا آب مىرفت . تاريخ از اين سرگذشتهاى دردناك فراوان به ياد دارد . حوزهء علمى و عظيم اسكندريّه پس از نفوذ مسيحيّت در حوزهء امپراطورى روم شرقى منحل شد و كتابخانهء تاريخى آن به وسيلهء متعصّبان مسيحى در كام آتش رفت ( 1 ) . طلوع و ظهور علم و رسيدن بشر به حدّى كه خود حافظ و داعى و مبلّغ دين آسمانى خود باشد خواه ناخواه به نبوّت تبليغى خاتمه داد . از اين رو است كه پيغمبر اكرم علماى اين امّت را همدوش انبياى بنى اسرائيل يا برتر از آنها مىشمارد . اقبال لاهورى بازهم سخن لطيفى دارد ، مىگويد : « پيامبر اسلام ميان جهان قديم و جهان جديد ايستاده است . تا آنجا كه به منبع الهام وى مربوط مىشود به جهان قديم تعلّق دارد و آنجا كه پاى روح الهام وى در كار مىآيد متعلّق به جهان جديد است . زندگى در وى منابع ديگرى از معرفت را اكتشاف مىكند كه شايستهء خطّ سير جديد آن است . ظهور و ولادت اسلام ، ولادت عقل برهانى استقرائى است . رسالت با ظهور اسلام ، در نتيجهء اكتشاف ضرورت پايان يافتن خود رسالت به حدّ كمال مىرسد ، و اين خود مستلزم دريافت هوشمندانهء اين امر است كه زندگى نمىتواند پيوسته در مرحلهء كودكى و رهبرى شدن از خارج باقى بماند . الغاى كاهنى و سلطنت ميراثى در اسلام ، توجّه دائمى به عقل و تجربه در قرآن ، و اهمّيّتى كه اين كتاب مبين به طبيعت و تاريخ به عنوان منابع معرفت بشرى
هامش
( 1 ) . مدّتها شايع شده بود كه اين كتابخانه را مسلمين هنگام فتح مصر آتش زدند . اين شايعه آن قدر قوّت گرفت كه متأخّران مسلمانان آن را در كتابهاى خود بازگو كردند . گذشته از اينكه در هيچ‌يك از مدارك معتبر اين قضيّه نقل نشده است ، اخيراً محقّقين اثبات كرده‌اند كه اين كتابخانه قبلًا توسّط متعصّبين مسيحى سوخته شده است و شايعه نسبت به مسلمين نيز از طرف يك گويندهء مسيحى است كه در حدود دو قرن با آن زمان فاصله داشته است . ( رجوع شود به جلد يازدهم ترجمهء تاريخ تمدّن ويل دورانت صفحهء 219 و به رسالهء شبلى نعمان به نام كتابخانهء اسكندريّه كه در همين موضوع نوشته شده است ) .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176 | مرتضى مطهرى