هدايت خاصّ آن درجه بهرهمند مىگردند ، يعنى خصوصيّت و شكل هدايت بر حسب مراحل مختلف هستى متفاوت است . دانشمندان اثبات كردهاند كه حيوانات هر اندازه از نظر ساختمان و تجهيزات طبيعى ضعيفتر و ناتوانترند از لحاظ نيروى مرموز هدايت غريزه كه نوعى حمايت و سرپرستى مستقيم طبيعت است قوىترند ، و هر اندازه كه از لحاظ تجهيزات طبيعى و نيروهاى حسّى و خيالى و وهمى و عقلى مجهّزتر مىگردند و بر پلّههاى وجود بالا مىروند ، از هدايت غريزى آنها كاسته مىشود ؛ درست مانند كودكى كه در مراحل اوّل كودكى تحت حمايت و سرپرستى مستقيم و همهجانبهء پدر و مادر است و هر اندازه كه رشد مىكند از تحت حمايت مستقيم والدين خارج و به خود واگذاشته مىشود . بالا رفتن جانداران بر پلّههاى هستى و مجهّز شدن به تجهيزات عضوى و حسّى و خيالى و وهمى و هوشى و عقلى ، بر امكانات و استقلال آنها مىافزايد و به همان نسبت از هدايت غريزى آنها مىكاهد .
مىگويند حشرات از همهء حيوانات از لحاظ غريزه مجهّزترند ، در صورتى كه از لحاظ مراحل تكامل در درجهء پايين قرار گرفتهاند ، و انسان كه بر بالاترين پلّهء نردبان تكامل قرار گرفته است از لحاظ غريزه از همه ناتوانتر است .
وحى ، عالىترين و راقىترين مظاهر و مراتب هدايت است . وحى ، رهنمونيهايى دارد كه از دسترس حسّ و خيال و عقل و علم و فلسفه بيرون است و چيزى از اينها جانشين آن نمىشود . ولى وحيى كه چنين خاصيّتى دارد وحى تشريعى است نه تبليغى . وحى تبليغى بر عكس است .
تا زمانى بشر نيازمند به وحى تبليغى است كه درجهء عقل و علم و تمدّن به پايهاى نرسيده است كه خود بتواند عهدهدار دعوت و تعليم و تبليغ و تفسير و اجتهاد در امر دين خود بشود . ظهور علم و عقل ، و به عبارت ديگر ، رشد و بلوغ انسانيّت ، خود به خود به وحى تبليغى خاتمه مىدهد و علما جانشين چنان انبياء مىگردند . مىبينيم قرآن در اوّلين آيهاى كه نازل مىشود سخن از قرائت و نوشتن و قلم و علم به ميان مىآورد :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
( 1 ) .
هامش
( 1 ) . علق / 1 - 5 .