كه مىتواند مواريث دينى خود را دست نخورده نگهدارى كند ، علّت عمدهء تجديد پيام و ظهور پيامبر جديد منتفى مىگردد و شرط لازم ( نه شرط كافى ) جاويد ماندن يك دين ، موجود مىشود .
آيهء فوق به منتفى شدن مهمترين علّت تجديد نبوّت و رسالت از تاريخ نزول قرآن به بعد اشاره مىكند ، و در حقيقت ، تحقّق يكى از اركان ختم نبوّت را اعلام مىدارد .
چنان كه همه مىدانيم در ميان كتب آسمانى جهان تنها كتابى كه درست و به تمام و كمال دست نخورده باقى مانده قرآن است . بعلاوه ، مقادير زيادى از سنّت رسول به صورت قطعى و غير قابل ترديد در دست است كه از گزند روزگار مصون مانده است .
البتّه بعد توضيح خواهيم داد كه وسيلهء الهى محفوظ ماندن كتاب آسمانى مسلمين ، رشد و قابليّت بشر اين دوره است كه دليل بر نوعى بلوغ اجتماعى انسان اين عهد است .
در حقيقت ، يكى از اركان خاتميّت ، بلوغ اجتماعى بشر است به حدّى كه مىتواند حافظ و نگهبان مواريث علمى و دينى خود باشد و خود به نشر و تبليغ و تعليم و تفسير آن بپردازد . دربارهء اين مطلب بعد بحث خواهيم كرد .
* در سراسر قرآن اصرار عجيبى هست كه دين ، از اوّل تا آخر جهان ، يكى بيش نيست و همهء پيامبران بشر را به يك دين دعوت كردهاند . در سورهء شورى آيهء 13 چنين آمده است :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى .
خداوند براى شما دينى قرار داد كه قبلًا به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحى كرديم و به ابراهيم و موسى و عيسى نيز توصيه كرديم .
قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوت