تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
قبل از هر چيز لازم است با سيماى « ختم نبوّت » آنچنان كه اسلام ترسيم كرده است آشنا بشويم و آن را بررسى كنيم ، سپس پاسخ پرسشهاى خود را دريافت داريم . در سورهء احزاب آيهء 40 چنين مىخوانيم :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ .
محمّد پدر هيچ‌يك از مردان شما نيست ؛ همانا او فرستادهء خدا و پايان دهندهء پيامبران است ( 1 ) . اين آيه رسماً حضرت محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) را با عنوان « خاتم النّبيّين » ياد كرده است . كلمهء « خاتَم » به حسب ساختمان لغوى خود در زبان عربى به معنى چيزى است كه به وسيلهء آن به چيزى پايان دهند . مهرى كه پس از بسته شدن نامه بر روى آن مىزدند به همين جهت « خاتم » ناميده مىشود ، و چون معمولًا بر روى نگين انگشترى ، نام يا شعار مخصوص خود را نقش مىكردند و همان را بر روى نامه‌ها مىزدند ، انگشترى را « خاتم » مىناميدند . در قرآن هر جا و به هر صورت مادّهء « ختم » استعمال شده است مفهوم پايان دادن يا بستن را مىدهد . مثلًا در سورهء يس آيهء 65 چنين مىخوانيم :
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ .
در اين روز به دهانهاى آنها مهر مىزنيم و دستهاشان با ما سخن مىگويند و پاهاشان بر آنچه به دست آورده‌اند گواهى مىدهند . لحن آيهء مورد بحث خود مىرساند كه قبل از نزول اين آيه نيز پايان يافتن نبوّت
هامش
( 1 ) . يكى از عادات عرب و بعضى از ملل ديگر « پسرخواندگى » بود و اسلام آن را منسوخ كرد . « پسر خوانده » در ارث و روابط خانوادگى همانند پسر واقعى به شمار مىرفت . رسول اكرم آزادشده‌اى داشت به نام زيد بن حارثه كه پسر خواندهء آن حضرت نيز به شمار مىرفت . مردم طبق معمول انتظار داشتند كه رسول اكرم با پسر خواندهء خويش مانند پسر واقعى رفتار كند ، همچنانكه خود آنها مىكردند . مفاد اين آيه اين است : محمّد را پدر هيچ‌يك از مردان خود ( زيد بن حارثه يا شخص ديگر ) نخوانيد ؛ او را فقط به عنوان فرستادهء خدا و پايان دهندهء پيامبران بشناسيد و بخوانيد .