خاصّشان كه هم اينك يكى از مراجع تقليد است ، براى من نقل كرد كه ما دور هم نشستيم كنكاش كرديم ، فكر كرديم كه مصلحت نيست آقا بروند مشهد ، چرا ؟ چون آقا را ما مىشناختيم ولى در آن زمان هنوز مردم تهران ايشان را نمىشناختند ، مردم خراسان نمىشناختند و به طور كلّى مردم ايران نمىشناختند ، بنابراين تجليلى كه شايستهء مقام اين مرد بزرگ هست ، نمىشود ، بگذاريد ايشان يكى دو سال ديگر بمانند ؛ براى نذرشان هم كه صيغه نخواندهاند كه نذر شرعى باشد ، در دلشان اين نيّت را كردهاند ؛ بعد كه معروف شدند و مردم ايران ايشان را شناختند با تجليلى كه شايستهشان است ، بروند . تصميم گرفتيم كه اگر دوباره فرمودند ، ايشان را منصرف كنيم . بعد از چند روز باز در جلسه گفتند : « از آقايان كى همراه من مىآيد ؟ » . هر كدام از دوستانشان حرفى زدند و بهانهاى تراشيدند . يكى گفت : اى آقا شما تازه از بيمارى برخاستهايد ( آن وقت فقط اتومبيل بود و هواپيما نبود ) ناراحت مىشويد ، ممكن است بخيهها بازشود . ديگرى چيز ديگرى گفت . ولى از زبان يكى از رفقا درز كرد كه چرا شما نبايد به مشهد برويد . جملهاى گفت كه آقا درك كرد اينها كه مىگويند نرو مشهد ، به خاطر اين است كه مىگويند هنوز مردم ايران شما را نمىشناسند و تجليلى كه شايستهء شماست به عمل نمىآيد . آن آقا براى من نقل مىكرد : آقا تا اين جمله را شنيد تكانى خورد ( آن وقت ايشان هفتاد سال داشتند ) و گفت : « هفتاد سال از خدا عمر گرفتهام و خداوند در اين مدت تفضّلاتى به من كرده است و هيچيك از اين تفضّلات ، تدبير نبوده است ، همه تقدير بوده است . فكر من هميشه اين بوده كه ببينم وظيفهام در راه خدا چيست ؛ هيچ وقت فكر نكردهام كه من در راهى كه مىروم ترقّى مىكنم يا تنزّل ، شخصيّت پيدا مىكنم يا پيدا نمىكنم . فكرم هميشه اين بوده كه وظيفهء خودم را انجام بدهم ؛ هر چه پيش آيد ، تقدير الهى است . زشت است در هفتاد سالگى ، خودم براى خودم تدبير بكنم . وقتى كه خدايى دارم ، وقتى كه عنايت حق را دارم ، وقتى كه خودم را به صورت يك بنده و يك فرد مىبينم خدا هم مرا فراموش نمىكند ؛ خير ، مىروم » . و ديديم اين مرد از روزى كه فوت كرد ، روز به روز خداوند بر عزّت او افزود .
آيا آية اللّه بروجردى - نعوذ باللّه - با خدا قوم و خويشى داشت كه مورد تفضّل و يا عنايت حق باشد ؟ ابداً . امدادهاى الهى به افراد ، به اجتماعات و به بشريّت ، حسابى دارد .
پيغمبر اكرم دربارهء مهدى موعود فرمود : « يبعث في امّتى على اختلاف من النّاس و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٦