تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مىشنويد . اين امواج در فضا وجود دارد . با چه حسّى ما مىتوانيم آنها را درك كنيم ؟ با هيچ حسّى ، فقط با قرائن علمى . حتّى علما مىتوانند طول اين امواج را به دست آورند بدون اينكه آنها را ببينند . پس اجمالًا ما مىفهميم كه اين امواج وجود دارند . بسيار بسيار جاهلانه است كه انسان دايره ايمان و تصديق خودش را محدود كند و بگويد من فقط به هر چيز كه آن را مستقيماً با يكى از حواسّ خودم درك مىكنم ، ايمان دارم . معنى
« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
چيست ؟ آيا فقط اين است كه ايمان داشته باشيم كه غيبى وجود دارد ، خدايى وجود دارد ، وحيى وجود دارد ، ملائكه و فرشتگانى وجود دارند ؟ كتب آسمانى ، منشأ غيبى دارند ؟ معادى وجود دارد ؟ يا ايمان داشته باشيم كه امام زمانى وجود دارد ؟ آيا ايمان به غيب همين است و به همين جا خاتمه پيدا مىكند ؟ نه ، بالاتر است . ايمان به غيب آن وقت ايمان به غيب است كه انسان يك ايمانى هم به رابطهء ميان خودش با غيب داشته باشد ؛ ايمان داشته باشيم كه اينجور نيست كه غيبى هست جدا و ما هستيم جدا ؛ بايد به مددهاى غيبى ايمان داشته باشيم . شما در سورهء حمد مىخوانيد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
اى خداى نهان و پنهان ! ما تنها تو را پرستش مىكنيم و از تو كمك مىگيريم ، از تو مدد مىگيريم ، از تو نيرو مىخواهيم . اين ، استمداد است . در راهى كه مىرويم ، اين نيروهايى را كه تو به ما داده‌اى به كار مىاندازيم ولى مىدانيم كه سررشتهء تمام نيروها در دست توست ؛ از تو قوّت مىخواهيم ، از تو مدد مىخواهيم ، از تو هدايت مىخواهيم . شب جمعه است ، در دعاى كميل اين طور مىخوانيم : « يا ربّ ، يا ربّ ، يا ربّ ، قوّ على خدمتك جوارحى و اشدد على العزيمة جوانحى و هب لى الجدّ في خشيتك و الدّوام فى الاتّصال بخدمتك » پروردگارا ، پروردگارا ، پروردگارا ! به اعضا و جوارح من نيرو بده ولى در راه خدمت خودت . خودتان را بندهء آماده به خدمت نشان مىدهيد ، از خدا استمداد مىكنيد و نيرو مىخواهيد : نه تنها براى اعضا و جوارح خودم نيرو مىخواهم ، براى دل خودم و براى عزم و تصميم خودم هم از تو نيرو مىخواهم . خدايا به دل من عزم و تصميم بده ، ارادهء مرا محكم كن . اصلًا « دعا » يعنى چه ؟ بسيار خوب ، ايمان دارم به غيب براى خودش ، من براى خودم ؟ نه ، نكته‌اى مىگويند كه حرف خوبى است . مىگويند يكى از تفاوتهايى كه