تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
انسان مؤمن به حيات جاويدان ، همواره كمال دقّت را در انديشه‌ها و خلق و خوىها و اعمال و رفتار خويش به كار مىبرد ، زيرا مىداند كه به اينها به چشم يك سلسله امور زودگذر نبايد نگاه كرد ، اينها همه پيش فرستاده‌هاى انسان به دنياى ديگر است و در دنياى ديگر با اين سرمايه‌ها بايد زندگى كند .

وجوه مشترك و وجوه متفاوت زندگى اين جهان و زندگى آن جهان

وجوه مشترك زندگى دنيا و زندگى آخرت اين است كه هر دو زندگى ، حقيقى و واقعى است ، در هر دو زندگى انسان به خود و آنچه به خود تعلّق دارد آگاه است ، در هر دو زندگى لذّت و رنج ، سرور و اندوه ، سعادت و شقاوت هست . غرايز انسان ، اعمّ از غرايز حيوانى و غرايز ويژهء انسان ، در هر دو زندگى حكمفرماست . در هر دو زندگى ، انسان با بدن و اندام كامل و اعضاء و جوارح زندگى مىكند ، در هر دو زندگى فضا و اجرام هست . امّا تفاوتهاى اساسى هم در كار است : در اينجا توالد و تناسل و كودكى و جوانى و پيرى و سپس مرگ هست و در آنجا نيست . در اينجا بايد كار كرد و تخم پاشيد و زمينهء مساعد فراهم كرد و در آنجا بايد از تخمهاى كاشته شده و زمينه‌هاى مساعد شده در دنيا بهره‌بردارى كرد . اينجا جاى كار و عمل است و آنجا جاى نتيجه‌گيرى و حساب پس دادن . در اينجا امكان تغيير سرنوشت از طرف خود انسان به وسيلهء تغيير مسير حركت و جهت عمل هست و در آنجا نيست . در اينجا حيات آميخته است با موت ، هر حياتى توأم است با مادّه‌اى كه فاقد حيات است و بعلاوه از مرده زنده بيرون مىآيد و از زنده مرده ، چنان كه مادّهء بىجان در شرايط خاص تبديل به جاندار مىشود و جاندار تبديل به بىجان ، ولى در آنجا حيات محض حكمفرماست ، مادّه و جسم آن جهان نيز جاندار است ، زمين و آسمانش جاندار است ، باغ و ميوه‌اش مثل اعمال و آثار تجسّم‌يافتهء انسان جاندار است ، آتش و عذابش نيز شاعر و آگاه است . در اينجا اسباب و علل و شرايط خاصّ
هامش
ديگرى كه مورد نظر بوده فراموش شده و در ذيل عنوان « حديثها » فقط يك حديث آمده است . استاد اين تذكّر را بجا دانستند و بقيّهء مطلب را به پشت صفحه ( نسخهء خطّى ) ارجاع دادند ، ولى افسوس كه منافقان تحمل وجود او را نداشتند . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 523 | مرتضى مطهرى