اجتماعىاش متكامل است . يكى از آن خصايص و استعدادها حفظ و جمع تجارب است ، آنچه را كه وسيلهء تجربه و اكتساب به دست مىآورد آن را نگهدارى مىكند و پايهء تجارب بعدى قرار مىدهد .
يكى ديگر استعداد يادگيرى از راه بيان و قلم است . تجارب و مكتسبات ديگران را نيز از راه زبان و در مرحلهء عالىتر از راه خط به خود منتقل مىكند . تجارب يك نسل از طريق مكالمه و از طريق نوشتن براى نسلهاى بعد باقى مىماند و روى هم انباشته مىشود . بدين جهت است كه قرآن نعمت بيان و نعمت قلم و نوشتن را با اهميّت ويژهاى ياد مىكند :
الرَّحْمنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ
( 1 ) .
خداى بسيار مهربان قرآن را تعليم داد ، انسان را آفريد و به انسان بيان ( و بهرهبردارى از ما فى الضّمير براى ديگران ) را آموخت .
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
. ( 2 )
بخوان به نام پروردگارت كه آفريده است ، انسان را از خون بسته آفريده است .
بخوان و پروردگار كريمترت آن است كه تعليم قلم داد .
ويژگى سوّم مجهّز بودن انسان به نيروى عقل و ابتكار است . انسان به واسطهء اين نيروى مرموز قدرت آفرينندگى و ابداع دارد ، مظهر خلّاقيّت و ابداع الهى است .
چهارمين ويژگى او ميل ذاتى و علاقهء فطرى به نوآورى است ، يعنى انسان تنها استعداد ابداع و خلّاقيّت ندارد كه هرگاه ضرورت پيدا كند به خلق و ابداع بپردازد ، بلكه بالذّات ميل به خلّاقيّت و ابداع در او نهاده شده است .
استعداد حفظ و نگهدارى تجارب ، بعلاوهء استعداد نقل و انتقال تجارب به يكديگر ، بعلاوهء استعداد ابداع و ميل ذاتى به خلّاقيّت و ابداع ، نيرويى است كه انسان
هامش
( 1 ) . الرحمن / 1 - 4 .
( 2 ) . علق / 1 - 4 .