روح جمعى نيستند .
و كسانى كه مانند ماركس علاوه بر آنكه جامعهشناسى انسان را كار اجتماعى او مىشمارند آن را مقدّم بر شعور اجتماعىاش تلقّى مىكنند ، يعنى شعور افراد را مظاهر و جلوهگاههاى نيازهاى مادّى اجتماعى ميدانند ، از نظر اين گروه ، شخصيّتها مظاهر نيازهاى مادّى و اقتصادى جامعهاند ، نيازهاى مادّى . . . ( 1 )
هامش
( 1 ) . [ با تأسّف بسيار نسخهء دستنويس استاد شهيد در اينجا به پايان مىرسد . پيداست كه مطالب بسيار ديگرى را در نظر داشتهاند كه فرصت تحرير آن را نيافتهاند .