تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كنند و خدا را فراوان ياد كنند و پس از آنكه مظلوم واقع شدند ( با شعر ) انتقام خويش از ستمگر بگيرند . ولى در قرآن و سنّت در عين اينكه زير بار ظلم رفتن از بدترين گناهان است و احقاق حقوق يك وظيفه است ، باز همهء اينها به عنوان يك سلسله « ارزشها » مطرح است كه جنبهء انسانى اين مسائل است . قرآن هرگز بر عقده‌هاى روانى و بر تحريك حسادتها و يا تحريك شهوتها و اشتهاها تكيه نمىكند ، هرگز مثلا نمىگويد : فلان گروه چنين خوردند و بردند و كيف كردند ، چرا تو بجاى آنها نباشى ؟ اگر مال كسى را به زور بخواهند از او بگيرند ، اسلام اجازه نمىدهد كه به بهانهء اينكه مادّيات ارزشى ندارد صاحب مال سكوت كند ، همچنانكه اجازه نمىدهد اگر كسى ناموسش مورد تجاوز قرار گيرد به عذر اينكه اينها از مقولهء شهوت است سكوت نمايد ، بلكه دفاع را وظيفه مىداند و « المقتول دون أهله و ماله » را كه در مقام دفاع از ناموس يا مال خود كشته مىشود ، شهيد مىشمارد . امّا منطق اسلام آنجا كه تشويق مىكند از مال خود دفاع كن ، به صورت تحريك حرص و آز نيست ، بلكه به صورت دفاع از « حقّ » است كه يك ارزش است . همچنين آنجا كه دفاع از ناموس را واجب مىشمارد ، نه به حساب بزرگ شمردن شهوت است ، بلكه به حساب دفاع از يكى از بزرگترين نواميس اجتماع يعنى عفاف است كه مرد ، پاسدار آن قرار داده شده است .

2 عنوان مكتب

هر مكتب پيروان خود را با يك عنوان خاص مشخّص مىكند . آن تئورى كه فى المثل تئورى نژادى است عنوانى كه پيروان آن مكتب را مشخّص مىكند و به اعتبار آن عنوان آنها « ما » ى خاص مىگردند فى المثل « سفيد پوستى » است ، هنگامى كه پيروان آن مكتب مىگويند « ما » يعنى گروه سفيدپوستان . يا تئورى ماركسيستى كه تئورى كارگرى است پيروان خويش را با عنوان « كارگرى » مشخّص مىكند و هويّت