صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ . الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
( 1 ) .
به مؤمنان به موجب آنكه مظلوم واقع شدهاند اجازه داده شد كه با دشمن جنگجو بجنگند ، خداوند بر يارى مؤمنان تواناست ، همانها كه از خانههاى خود به ناحق بيرون رانده شدهاند و جرمى نداشته جز آنكه گفتهاند پروردگار ما خداست . و اگر نبود كه خداوند شرّ بعضى از مردم را وسيلهء بعضى ديگر دفع مىكند ، صومعهها ، ديرها ، كنشتها و مساجد كه در آنجا فراوان ياد خدا مىشود منهدم مىگرديد . خداوند كسانى كه او را ياد مىكنند يارى مىكند ، همانا خداوند نيرومندى فرا دست است ، آنان را كه اگر در زمين مستقر سازيم نماز را بپامىدارند ، زكات را مىپردازند ، به معروف فرمان مىدهند و از منكر بازمىدارند . پايان كارها از آن خداست .
در اين آيه مىبينيم اجازهء جهاد و دفاع را با اشاره به حقوق از دست رفتهء مجاهدين آغاز مىكند ، امّا در عين حال ، فلسفهء اصلى دفاع را امرى بالاتر و ارزشى اصولىتر از حقوق از دست رفتهء عدّهاى ذكر مىكند ، و آن اينكه اگر دفاع و جهاد در كار نباشد و اگر اهل ايمان دست روى دست بگذارند ، معابد و مساجد كه قلب پرطپش حيات معنوى جامعه است آسيب مىبيند و از كار مىايستد . در سورهء نساء مىفرمايد :
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
( 2 ) .
خداوند فرياد به بدگويى را دوست نمىدارد مگر از كسى كه مظلوم واقع شده است .
بديهى است كه اين نوعى تشويق به قيام مظلوم است . در سورهء شعراء پس از نكوهش شعرا و روحيّههاى خيالبافانهء آنها مىگويد :
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
( 3 ) .
هامش
( 1 ) . حج / 39 - 41 .
( 2 ) . نساء / 148 .
( 3 ) . شعراء / 227 .