آنها و مشخّص آنها « كارگرى » است ، « ما » ى آنها « ما » ى « كارگرى » است : ما كارگران و زحمتكشان . مذهب مسيح هويّت پيروان خود را در پيروى از يك فرد مشخّص مىكند ، گويى پيروان كارى به راه و يا به مقصد ندارند ، تمام هويّت جمعى آنها اين است كه مسيح كجاست كه آنجا باشند .
از جملهء خصوصيّات اسلام اين است كه هيچ عنوانى از قبيل عناوين نژادى ، طبقاتى ، شغلى ، محلّى ، منطقهاى و فردى براى معرّفى مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است . پيروان اين مكتب با عناوين اعراب ، ساميها ، فقرا ، اغنيا ، مستضعفان ، سفيدپوستان ، سياهپوستان ، آسياييها ، شرقيها ، غربيها ، محمّديها ، قرآنيها ، اهل قبله و غيره مشخّص نمىشوند . هيچ كدام از عناوين مزبور ملاك « ما » و ملاك وحدت و هويّت واقعى پيروان اين مكتبه به شمار نمىرود . آنجا كه پاى هويّت مكتب و هويّت پيروان او به ميان مىآيد همهء آن عناوين محو و نابود مىشود فقط يك چيز باقى مىماند . چه چيزى ؟ يك « رابطه » ، رابطهء ميان انسان و خدا ، يعنى اسلام ، تسليم خدا بودن . امّت مسلمان چه امّتى است ؟ امّتى است كه تسليم خداست ، تسليم حقيقت است ، تسليم وحى و الهامى است كه از افق حقيقت براى راهنمايى بشر در قلب شايستهترين افراد طلوع كرده است . پس « ما » ى مسلمانان و هويت واقعى آنها چيست ؟ اين دين مىخواهد چه وحدتى به آنها ببخشد و چه ماركى روى آنها بزند و زير چه پرچمى آنها را گرد آورد ؟ پاسخ اين است : اسلام ، تسليم حقيقت بودن .
ملاك وحدتى كه هر مكتب براى پيروان خود قائل است راه بسيار خوبى است هم براى شناخت هدفهاى آن مكتب و هم براى به دست آوردن ديدگاه آن مكتب دربارهء انسان و جامعه و تاريخ .
3 شرايط و موانع پذيرش
قبلا گفتيم مكانيسم حركت تاريخ از نظر مكتبهاى گوناگون ، مختلف است : يكى مكانيسم طبيعى حركت را فشار يك طبقه بر طبقهء ديگر و ارتجاعى بالذّات بودن