جدال به احسن نيرو قائل است ، ديد خاصّ روحى اسلام دربارهء انسان و بالتّبع دربارهء جامعه و تاريخ است .
پس معلوم شد اينكه رابطهء يك مكتب با جبههء مخالف بر دعوت محض باشد يا بر مبارزهء محض و يا رابطهء اوّلش دعوت باشد و رابطهء دوّمش مبارزه و درگيرى ، ديد مكتب را دربارهء تأثير نيروى منطق و تذكّر و حدود تأثير آنها و همچنين ديد مكتب را در جريان تاريخ و نقش مبارزه را در آن روشن مىكند .
اكنون وارد قسمت ديگر بحث شويم ، ببينيم نوع آگاهيهاى اسلامى و اهرمى كه [ اسلام ] در دعوتهاى خود روى آنها فشار مىآورد چيست ؟
آگاهيهاى اسلامى در درجهء اوّل از نوع تذكّر به مبدأ و معاد است . اين متدى است كه هم در قرآن به كار مىبرد و هم از پيامبران پيشين نقل مىكند . پيامبران هشدارى كه مىدهند دربارهء اين امر است كه از كجا و در كجا و به كجا آمدهاى و هستى و مىروى ؟ جهان از كجا پديد آمده و چه مرحلهاى را طى مىكند و به چه سويى مىرود ؟ اوّلين دغدغهء مسئوليّت كه پيامبران به وجود مىآورند دغدغهء مسئوليّت در برابر كلّ آفرينش و هستى است . دغدغهء مسئوليّت اجتماعى جزئى است از دغدغهء مسئوليّت در برابر هستى و آفرينش . قبلا اشاره كرديم كه سورههاى مكّيّه كه در سيزده سال اوّل بعثت رسول اكرم نازل شده است ، كمتر مطلبى جز تذكّر مبدأ و معاد در آنها هست ( 1 ) .
رسول اكرم دعوت خود را با « قولوا لا إله إلّا اللّه ، تفلحوا » يعنى با يك جنبش اعتقادى ، با يك پاكسازى فكرى آغاز كرد . درست است كه توحيد ابعاد گستردهاى دارد و همهء تعليمات اسلامى اگر تحليل شود به توحيد برمىگردد و اگر توحيد تركيب
هامش
( 1 ) . برخى مسلمانان به اصطلاح روشنفكر معاصر در تفاسير زيادى كه بر اكثر سورههاى قرآن نوشتهاند ( * ) ، يكسره منكر شدهاند كه قرآن دربارهء معاد حتّى يك آيه هم نازل كرده باشد . در هر جا در قرآن نام « دنيا » آمده است گفتهاند يعنى « نظام پستتر زندگى » يعنى نظام تبعيض و استثمار ، و هر جا نام « آخرت » آمده گفتهاند يعنى « نظام برتر » ، نظامى كه در آن اثرى از تبعيضها و نابرابريها و استثمارها نباشد و مالكيّت اختصاصى ريشه كن شده باشد . اگر معنى آخرت اين است پس معلوم مىشود قرآن هزار سال پيش از مكاتب ماترياليستى فاتحهء مذهب را خوانده است .
* [ ظاهرا مقصود تفاسير گروه معدوم فرقان است . ]