منتشر شده است ، با نتيجهگيريهايش نقل كنيم . در آن مقاله آيهء بالا عنوان شده و در ذيل آيه چنين آمده است :
« . . . آنچه بيشتر جلب توجّه مىكند موضعگيرى خداوند و همهء نمودهاى هستى در برابر مستضعفين زمين مىباشد . ترديدى نيست كه مستضعفين زمين بر مبناى تفكّر قرآنى همان تودههاى محروم و به اسارت رفتهاى هستند كه در تعيين سرنوشت خود به طور جبرى و قهرى نقشى ندارند . . . با توجّه به اين معنى و با در نظر گرفتن موضعگيرى خداوند و همهء مظاهر وجود در قبال آنها ، يعنى جريان ارادهء مطلق حاكم بر هستى در جهت منّتگذارى بر آنها ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا چه كسانى بدين ارادهء خداوندى لباس تحقّق مىپوشانند ؟ پاسخ بدين پرسش روشن است .
چرا كه وقتى سازمان ادارى جوامع را به گونهء دو قطب متضادّ استضعافگر و مستضعف ارزيابى كنيم و از طرفى بدانيم كه تحقّق ارادهء خداوند از يك سو به امامت و وراثت مستضعفين در زمين مىانجامد و از سوى ديگر به نابودى نظامات استضعافگر و نفى آنها منتهى مىشود ، در مىيابيم كه اين خود مستضعفين و پيامآوران آنان و روشنفكران متعهّدى كه از ميان آنها برخاستهاند هستند كه به ارادهء خداوند نمود عينى مىدهند .
به بيان ديگر اين رسولان برگزيده ( 1 ) و شهيدان برگرفته شده از ميان مستضعفين ( 2 ) هستند كه گامهاى ابتدايى مبارزه با نظامات طاغوتى و غارتگر را برمىدارند ، گامهايى كه راه را براى به امامت و وراثت رساندن مستضعفين هموار مىسازد . اين معنى در واقع بازتاب شناخت قرآنى ما از انقلابات توحيدى و تحوّلات تاريخى است ( 3 ) ، بدين معنى كه همانطور كه انقلابات توحيدى از نظر اجتماعى بر محور امامت مستضعفين و وراثت آنها در زمين دور مىزند ، همچنين رهبران اين نهضت و قشر پيشتاز آن هم ضرورتا بايد از ميان مستضعفين برخاسته باشند و پايگاه
هامش
( 1 ) . در پاورقى به آيهء دوّم سورهء جمعه كه مىفرمايد :هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًاو آيهء 129 از سورهء بقره ارجاع شده است كه [ از نظر آنها ] مىرسانند پيامبران از « امّت » ها هستند و امّتها يعنى تودههاى محروم . ما بعدا اين استدلال را مورد بررسى قرار خواهيم داد .
( 2 ) . در پاورقى به آيهء 75 سورهء قصص اشاره شده كه :وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداًو چنين فرض شده كه اين آيه مىگويد شهيدان و كشتهشدگان در راه خدا همواره از ميان « امت » ها و تودهها برمىخيزند . دربارهء اين آيه نيز سخن خواهيم گفت .
( 3 ) . اين آقايان بدون آنكه به روى خود بياورند كه ماترياليسم تاريخى ماركس را داريم قالب مىزنيم ، بافتههاى خود را از زير سرپوش « بازتاب شناخت قرآنى » عرضه مىدارند .