كه بالذّات خصلت انقلابى دارد ، در مبارزهء پيگير خود با طبقهاى كه بالذّات و به حكم موضع طبقاتى خود خصلت ارتجاعى و كهنهگرايى دارد پيروز مىشود و وارث زمين مىگردد :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ .
( 1 )
ارادهء ما بر اين است كه بر مستضعفان تاريخ منّت نهيم و آنان را پيشوا و وارثان زمين قرار دهيم .
همچنين است آيهء 137 از سورهء اعراف :
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ .
كران تا كران سرزمين پربركت موعود را به وراثت به مردمى كه استضعاف مىشدند داديم . وعدهء خدا دربارهء بنى اسرائيل به موجب اينكه شكيبايى نشان دادند تمام و كمال تحقّق يافت و آنچه را فرعون و مردمش كرده بودند و آنچه را ساخته و پرداخته بودند نيست و نابود كرديم .
اين برداشت قرآنى - كه تاريخ در جهت پيروزى محرومان و به اسارت رفتگان و استثمارشدگان سير مىكند - كاملا منطبق است با اصلى كه قبلا از مادّيت تاريخى استنتاج كرديم كه خصلت ذاتى استثمارگرى ارتجاع و كهنهگرايى است و اين خصلت چون بر ضدّ سنّت تكاملى آفرينش است لا جرم محكوم به فناست ، و خصلت ذاتى استثمارشدگى روشنفكرى و جنبش و انقلاب است و چون اين خصلت هماهنگ با سنّت تكاملى آفرينش است ، لاجرم پيروز است . »
اينجا بد نيست بخشى از يك مقاله كه وسيلهء گروهى از روشنفكران مسلمان - كه از روشنفكرى گذشته به « ماركسزدگى » رسيدهاند - تنظيم شده و در جزوهاى اخيرا
هامش
( 1 ) . قصص / 5 .