بعد به توحيد اعتقادى و تقواى اخلاقى و عملى رسيدهاند . »
5 . « قرآن منطق مخالفان پيامبران را در طول تاريخ با منطق پيامبران و پيروان آنها در برابر هم قرار مىدهد . قرآن به وضوح نشان مىدهد كه منطق مخالفان همواره منطق محافظهكارى ، سنّتگرايى و گذشتهنگرى بوده و بر عكس ، منطق پيامبران و پيروان آنها منطق تجدّدگرايى و سنّتشكنى و آيندهنگرى بوده است . قرآن روشن مىكند كه گروه اوّل همان منطقى را به كار مىبرده كه از لحاظ جامعهشناسى در جامعههاى تجزيه شده به استثمارگر و استثمار شده ، طبقه استثمارگر منتفع از وضع موجود ، آن را به كار مىبرد و پيامبران و پيروان آنها همان منطقى را به كار مىگيرند كه از نظر جامعهشناسى زيان ديدگان و محرومان تاريخ به كار مىگيرند . »
« در قرآن گويى عنايتى هست كه منطق خاصّ مخالفان و منطق ويژهء موافقان را در گذشته ، بازگو كند و نشان دهد كه دو گروه چه منطقى داشتهاند ، و اين جز براى اين نيست كه اين دو منطق ، مانند خود دو گروه ، در طول تاريخ در برابر يكديگر قرار داشته و دارند و قرآن مىخواهد با شناساندن منطق مخالفان و موافقان در طول تاريخ ، معيارى براى امروز به دست بدهد . »
« در قرآن صحنههاى متعدّدى هست كه در آنها اين دو منطق در برابر يكديگر قرار گرفتهاند . جويندگان مىتوانند به آيات 40 تا 50 سورهء زخرف و آيات 23 تا 44 سورهء مؤمن و آيات 49 تا 71 سورهء طه و آيات 16 تا 49 سورهء شعرا و آيات 36 تا 39 سورهء قصص مراجعه نمايند . ما براى نمونه آيات 20 تا 24 سورهء زخرف را مىآوريم و مختصر توضيحى دربارهء آنها مىدهيم :
وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ . أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ . بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ . وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ . قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ ، قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ .
و گفتند : اگر خدا مىخواست كه ما فرشتگان را عبادت نكنيم ، عبادت نمىكرديم ( پس اكنون كه عبادت مىكنيم معلوم مىشود خدا اينچنين مىخواسته است ، يعنى