تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
غارتگر تاريخ » بوده امروز تغيير پايگاه اجتماعى داده و انقلابى شده است . پس چگونه قضايا را حل كنيم ؟ ساده است . بايد جزما و بدون ترديد حكم كنيم كه زير كاسه نيم‌كاسه‌اى است ، جناح حاكم چون موجوديّت خود را در خطر ديده ، به روحانيّت وابستهء خود دستور داده كه نقش انقلابى بودن را بازى كند تا بدين وسيله خود را نجات دهد . اين هم نتيجه‌گيرى از اين بينش ماركسيستى ( ببخشيد بينش قرآنى ! ) . معلوم است كه فايدهء اين نتيجه‌گيرى ، امروز به جيب چه كسانى مىرود .

انتقاد

آنچه در توجيه مادّيت تاريخ از نظر قرآن گفته شد ، يا از اساس غلط است و يا صحيح است ولى استنتاجى كه شده غلط است . استدلالهاى گذشته را يك يك بررسى مىكنيم . اوّلا : اينكه گفته شد قرآن جامعه را به دو قطب مادّى و دو قطب معنوى تقسيم كرده و اين دو قطب با يكديگر متطابق‌اند ، يعنى از نظر قرآن كافران ، مشركان ، منافقان ، فاسقان و مفسدان همان ملأ و مستكبران و جباران‌اند و بر عكس مؤمنان ، موحّدان ، صالحان و شهيدان همان طبقهء مستضعفان و محرومان‌اند و جبهه‌گيرى كافران و مؤمنان انعكاسى از جبهه‌گيرى زير بنايى استضعافگران و مستضعفان است ، دروغ محض است . هرگز چنين تطابقى از قرآن استفاده نمىشود ، بلكه عدم تطابق استفاده مىشود . قرآن در درسهاى تاريخى خود ، مؤمنانى را ارائه مىدهد كه از متن طبقهء ملأ مستكبر برخاسته و عليه آن طبقه و ارزشهاى آن طبقه شوريده‌اند . مؤمن آل فرعون كه داستانش در سوره‌اى از قرآن به همين نام يعنى نام « مؤمن » آمده است از اين نمونه است . زن فرعون كه شريك زندگى فرعون بود و فرعون از تنعّمى بهره‌مند نبود كه او
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 450 | مرتضى مطهرى