بهرهمند نباشد همين طور . به داستان او نيز در قرآن اشاره شده است ( 1 ) .
قرآن از سحرهء فرعون در چند مورد به نحو شورانگيزى ياد كرده است و نشان مىدهد كه وجدان فطرى حقجويى و حقيقت خواهى بشر چگونه در مواجهه با حقّ و حقيقت عليه دروغ و زورگويى و اشتباهكارى بر مىشورد و به همهء منافع خود پشت پا مىزند و از تهديد فرعون - كه همهتان را عن قريب به دار خواهيم زد در حالى كه يك دست از يك طرف بدن و يك پا از طرف ديگر را بريده باشيم - نمىهراسند .
اساسا قيام شخص موسى ( ع ) طبق آنچه قرآن نقل كرده است قيامى است كه مادّيت تاريخ را نقض مىكند . درست است كه موسى سبطى است نه قبطى ، نژادا از بنى اسرائيل است نه از آل فرعون ، امّا موسى از شيرخوارگى در خانهء فرعون بزرگ شد و مانند يك شاهزاده پرورش يافت و در عين حال همين موسى عليه نظامات فرعونى كه در متن آن مىزيست و از آن منتفع بود طغيان كرد و آن را ترك گفت و چوپانى پير مدين را بر شاهزادگى ترجيح داد تا عاقبت مبعوث به رسالت شد و رسما با فرعون در افتاد .
رسول اكرم ( ص ) در كودكى يتيم و تا آغاز جوانى فقير بود ، پس از ازدواج با خديجهء ثروتمند به رفاه رسيد . قرآن به همين نكته اشاره مىكند آنجا كه مىگويد
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى . . .
وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى
( 2 ) . در دورهء رفاه بود كه به عبادت و خلوت پرداخت . بنا بر اصول مادّيت تاريخى ، رسول اكرم در اين دوره بايد تبديل شده باشد به فردى محافظهكار و توجيه كنندهء وضع موجود ، امّا در همين دوره بود كه رسالت انقلابىاش آغاز شد و عليه سرمايه داران و رباخواران و برده داران مكّه و عليه نظام بتپرستى كه سمبل آن زندگى بود بر شوريد .
همچنانكه مؤمنان و موحّدان و انقلابگران توحيد همه از طبقهء مستضعفين نبودند و پيامبران فطرتهاى ناآلوده و يا كم آلوده را از طبقات استضعافگر شكار مىكردند و آنها را عليه خودشان ( توبه ) و يا عليه طبقهشان ( انقلاب ) بر مىشوراندند ، طبقهء مستضعفين نيز همه در زمرهء مؤمنان و انقلابگران توحيد نبودهاند . قرآن صحنههاى مختلفى مىآورد كه در آن صحنهها گروههايى از مستضعفين را محكوم و داخل در تيپ
هامش
( 1 ) . تحريم / 11 .
( 2 ) . ضحى / 6 و 8 .