رسيدهاند نه از روبنا به زير بنا . روبناها - يعنى عقيدهها ، ايمانها ، اصلاح اخلاقها و رفتارها - هدف دوّم پيامبران بوده كه آنها را پس از اصلاح زير بنا جستجو مىكردهاند .
پيغمبر اكرم فرمود : « من لا معاش له لا معاد له » . آنكه معاش و زندگى مادّى ندارد ، معاد كه محصول زندگى معنوى است ندارد . » اين جمله تقدّم معاش بر معاد و تقدّم زندگى مادّى بر زندگى معنوى و وابستگى زندگى معنوى را به عنوان رو بنا به زندگى مادّى به عنوان زير بنا مىرساند . همچنين پيغمبر فرمود : اللهم بارك لنا في الخبز ، لو لا الخبز ما تصدّقنا و لا صلّينا ( 1 ) . خدايا به ما در امر نان بركت ده ، كه اگر نان نبود نه زكات بود و نه نماز . اين جمله نيز وابستگى و روبنايى معنويّت را نسبت به مادّيت مىرساند . »
« اينكه اكنون اكثريّت مردم مىپندارند كه پيامبران تنها فعّاليّت روبنايى داشتهاند و در صدد مؤمن ساختن مردم و اصلاح عقيده و اخلاق و رفتار آنها بوده و كارى به زير بنا نداشتهاند ، و يا كارهاى زير بنايى براى آنها در درجهء دوّم اهمّيت قرار داشته است ، و يا مىخواستهاند كه مردم مؤمن و معتقد شوند و فكر مىكردهاند وقتى كه مردم مؤمن و معتقد شدند خود به خود همهء كارها رو به راه مىشود : عدالت و مساوات برقرار مىگردد و استثمارگران با پاى خود مىآيند و با دست خود حقوق محرومان و مستضعفان را به آنها مىدهند ، و خلاصه اينكه پيامبران با سلاح عقيده و ايمان همهء هدفهاى خود را پيش بردهاند و پيروان آنها نيز بايد از همين راه بروند ، نيرنگ و فريبى است كه طبقهء استثمارگر و روحانيّت وابسته به آن براى بىاثر كردن تعليمات پيامبران ساخته و پرداخته و به جامعه تحميل كردهاند تا حدّى كه مورد قبول اكثريّت قريب به اتّفاق مردم واقع شده است ، و به قول ماركس : آنان كه كالاى مادّى صادر مىكنند قادرند كالاى فكرى هم براى جامعه صادر كنند . آنان كه فرمانرواى مادّى جامعهاند فرمانرواى معنوى و صاحب سلطه بر انديشهء جامعه نيز مىباشند ( 2 ) . »
« متد و روش كار پيامبران بر عكس اين بوده كه اكنون اكثريّت تصوّر مىكنند .
پيامبران ، اوّل جامعه را از شرك اجتماعى ، تبعيض اجتماعى ، استضعافگرى و استضعافشدگى كه ريشهء شرك اعتقادى و اخلاقى و رفتارى هست نجات بخشيده و
هامش
( 1 ) . المحاسن ، ج 2 / ص 586 .
( 2 ) . ايدئولوژى آلمانى .