جبههگيرى ايمان و كفر در برابر يكديگر ، انعكاسى است از جبههگيرى دو طبقهء اجتماعى : طبقهء استضعاف شده و طبقهء استضعافگر . »
2 . « قرآن مخاطبان خود را « ناس » قرار داده است و « ناس » يعنى تودهء مردم ، تودهء محروم . اين جهت دليل است كه قرآن به وجدان طبقاتى اذعان دارد و تنها طبقهاى را كه ذى صلاحيّت براى پذيرش دعوت اسلامى مىداند ، تودهء محروم است ، و هم دليل است كه اسلام خاستگاه طبقاتى و جهتگيرى طبقاتى دارد ، يعنى دين محرومان و مستضعفان است و مخاطب ايدئولوژى اسلامى تنها تودهء محروم است و بس . اين نيز دليل ديگرى است بر زير بنا بودن اقتصاد و مادّى بودن هويّت تاريخ از نظر اسلام . »
3 . « قرآن تصريح مىكند كه رهبران ، مصلحان ، مجاهدان ، شهيدان و بالأخره پيامبران از ميان تودهء مردم برمىخيزند نه از ميان طبقهء مرفّه و برخوردار و متنعّم . قرآن دربارهء پيامبر اسلام مىگويد :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا . . .
( 1 ) اوست كسى كه در ميان مردم منتسب به « امّت » ، پيامبرى فرستاد . . . » امّت جز تودهء محروم كسى نيست . و همچنين دربارهء شهيدان راه حق مىگويد :
« وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَكُمْ
( 2 ) . يعنى از ميان هر امّت - كه همان تودهء محروماند - شهيدى برمىانگيزانيم و به آنها مىگوييم برهانتان يعنى شهيدتان را بياوريد . » اينكه رهبران جنبشها و انقلابها لزوما از ميان تودهء محروم برمىخيزند به معنى ضرورت تطابق پايگاه اعتقادى و اجتماعى با پايگاه اقتصادى و طبقاتى است و اين ضرورت جز بر اساس مادّيت هويّت تاريخ و زير بنا بودن اقتصاد قابل توجيه نيست . »
4 . « ماهيّت جنبش پيامبران در قرآن و جهتگيرى اجتماعى آنها زير بنايى است نه روبنايى . از قرآن استنباط مىشود كه هدف بعثت و رسالت پيامبران ، اقامهء عدل و قسط و برقرارى برابرى و مساوات اجتماعى و درهم فرو ريختن ديوارها و فاصلههاى طبقاتى است . پيامبران همواره از زير بنا كه هدف بعثتشان بوده است به روبنا
هامش
( 1 ) . جمعه / 2 .
( 2 ) . قصص / 75 .