اسلامى هم به آن زده شود و مهر اعتبار اسلامى هم به آن بخورد ، خطر بسيار عظيمى است براى فرهنگ و معارف و انديشهء اسلامى ، لازم مىدانيم مسائلى كه اين توهّم را پديد آورده و يا ممكن است منشأ اين توهّم بشود كه اسلام زيربناى جامعه را اقتصاد مىداند و هويّت تاريخ را مادّى مىشمارد ، طرح و بررسى كنيم .
اين نكته را هم يادآور مىشويم كه آنچه ما در اينجا از اين گونه مسائل طرح مىكنيم بسى گستردهتر است از آنچه خود آنها طرح كردهاند آنان دو سه آيه و دو سه جمله از احاديث را مستمسك قرار دادهاند ولى ما مسائلى را هم كه آنها طرح نكردهاند و ممكن است آن مسائل مورد استشهاد قرار گيرد طرح مىكنيم تا بحث جامع و كاملى در اين زمينه به عمل آورده باشيم .
[ بيان طرفداران نظريهء مادّيت تاريخ از نظر اسلام ]
1 . « قرآن مفاهيم اجتماعى بسيارى طرح كرده است . ( در بحثهاى جامعه ، حدود پنجاه لغت از لغات اجتماعى قرآن را بر شمرديم . ) با مطالعهء آيات اجتماعى قرآن كه اين لغات در آنها به كار گرفته شده نوعى حالت دو قطبى از نظر قرآن در جامعهها مشاهده مىشود . قرآن از طرفى نوعى حالت دو قطبى در جامعه بر اساس مادّى ، يعنى بر اساس برخورداريها و محروميّتهاى مادّى ، طرح مىكند كه يك قطب را با عناوين « ملأ » ( چشمگيرها و با جلال و دستگاهها ) ، « مستكبرين » ، « مسرفين » و « مترفين » و قطب ديگر را با عناوين « مستضعفين » ( ضعيف و ذليل قراردادهشدهها ) ، « ناس » ( تودهها ) ، « ذرّيّه » ( كوچكها و به چشمنياها ، نقطهء مقابل ملأ ) ، « اراذل » ، « ارذلون » ( اوباشها ، بىسروپاها ) ( 1 ) ياد مىكند و اين دو قطب را در مقابل هم قرار مىدهد ، و از طرف ديگر نوعى حالت دو قطبى در جامعه بر اساس مفاهيم معنوى طرح مىكند كه يك قطب آن كافران ، مشركان ، منافقان ، فاسقان و مفسدان مىباشند و قطب ديگر مؤمنان ، موحّدان ، متّقيان ، صالحان ، مصلحان ، مجاهدان ، و شهيداناند . »
« اگر در محتواى آيات قرآنى كه دو قطب مادّى و دو قطب معنوى را طرح كرده دقّت كنيم ، نوعى تطابق ميان قطب اوّل مادّى و قطب اوّل معنوى و همچنين نوعى
هامش
( 1 ) . اين تعبير را قرآن از زبان خودش نمىگويد ، از زبان مخالفان نقل مىكند .