تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
اين اصل در مورد فرد پياده مىشود به اين صورت ادا مىشود : « بگو چه مىخورد تا بگويم چه فكر مىكند » و اگر در سطح جامعه پياده شود گفته مىشود : « بگو درجهء رشد ابزار توليد چيست و بگو چه روابط اقتصادى ميان افراد جامعه حكمفرماست تا بگويم چه ايدئولوژى و چه فلسفه و چه اخلاق و چه مذهبى در آن جامعه وجود دارد » . نقطهء مقابل اين نظريّه ، نظريّهء اصالت نيازهاى معنوى است . طبق اين نظريّه هر چند در فرد انسان نيازهاى مادّى از نظر زمانى زودتر جوانه مىزند و خود را نشان مىدهد - چنان كه از حال كودك پيداست كه از آغاز تولّد در جستجوى شير و پستان مادر است - ولى به تدريج نيازهاى معنوى كه در سرشت انسان نهفته است مىشكفند بطورى كه در سنين رشد و كمال ، انسان نيازهاى مادّى خويش را فداى نيازهاى معنوى مىكند . به تعبير ديگر ، لذّتهاى معنوى در انسان ، هم اصيل است و هم نيرومندتر از لذّتها و جاذبه‌هاى مادّى ( 1 ) . انسان به هر اندازه آموزش و پرورش انسانى بيابد ، نيازهاى معنوى و لذّتهاى معنوى و بالأخره حيات معنوىاش ، نيازها و لذّتها و حيات مادّىاش را تحت تأثير قرار مىدهد . جامعه نيز چنين است ، يعنى در جامعه‌هاى بدوى نيازهاى مادّى بيش از نيازهاى معنوى حكومت دارد ولى به هر اندازه جامعه متكامل‌تر گردد نيازهاى معنوى ارزش و تقدّم بيشترى مىيابند و به صورت هدف انسانى در مىآيند و نيازهاى مادّى را تحت الشّعاع قرار داده و در حدّ وسيله تنزّل مىدهند ( 2 ) .

3 . اصل تقدّم كار بر انديشه :

انسان موجودى است كه مىانديشد و مىشناسد و كار مىكند . آيا كار مقدّم است يا انديشه ؟ آيا جوهر انسان كار است يا انديشه ؟ آيا شرافت انسان به كار است يا انديشه ؟ آيا انسان مولود كار است يا انديشه ؟ مادّيت تاريخ بر اساس اصالت كار و تقدّم آن بر انديشه است ، كار را اصل و انديشه را فرع مىشمارد . منطق و فلسفهء قديم ، انديشه را كليد انديشه مىدانست . در آن منطق ، انديشه تقسيم مىشد به تصوّر و تصديق ، و هر كدام تقسيم مىشد به بديهى و نظرى . آنگاه انديشه‌هاى بديهى كليد انديشه‌هاى نظرى شناخته مىشد . در آن منطق
هامش
( 1 ) . بوعلى در نمط هشتم اشارات در اين موضوع به طرزى عالى بحث كرده است . ( 2 ) . رجوع شود به رسالهء قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفهء تاريخ اثر مؤلّف .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 388 | مرتضى مطهرى