4 . تقدّم وجود اجتماعى انسان بر وجود فردى او ، و به عبارت ديگر ، اصل تقدّم جامعهشناسى انسان بر روانشناسى او :
انسان از نظر زيستى كاملترين ، حيوانات است ، استعداد نوعى تكامل دارد كه تكامل انسانى ناميده مىشود . انسان از شخصيّت خاصّى برخوردار مىشود كه ابعاد انسانى وجود او را تشكيل مىدهد ، در اثر يك سلسله تجارب و آموزشها بعد فكرى و فلسفى و علمى پيدا مىكند ، و تحت تأثير يك سلسله عوامل ديگر بعدى ديگر مىيابد كه از آن به « بعد اخلاقى » تعبير مىكنيم . در اين بعد است كه ارزش مىآفريند ، « بايد » و « نبايد » اخلاقى خلق مىكند ، و همچنين است بعد هنرى و بعد مذهبى . انسان در بعد فكرى و فلسفى خود يك سلسله اصول و مبادى فكرى پيدا مىكند كه پايه و اساس انديشهء او به شمار مىرود ، همچنانكه در ارزيابيهاى اخلاقى و اجتماعى خود به يك سلسله ارزشهاى مطلق و نيمه مطلق مىرسد . همهء اينها ابعاد انسانى وجود انسان را تشكيل مىدهد .
ابعاد انسانى يكسره معلول عوامل اجتماعى است . انسان در آغاز تولّد فاقد همهء اين ابعاد است ، تنها يك مادّهء خام است كه آمادهء هر شكل فكرى يا عاطفى است ، بستگى دارد كه تحت تأثير چه عواملى قرار گيرد ، مانند يك ظرف تهى است كه از خارج آن را پر كنند ، يك نوار ضبط صوت خالى است كه آوازهايى در آن ضبط مىشود و عينا هر چه در آن ضبط شود پس مىدهد . خلاصه ، سازندهء شخصيّت انسان و آنچه او را از صورت « شىء » خارج مىكند و « شخص » مىسازد ، عوامل اجتماعى بيرونى است كه از آن به كار اجتماعى تعبير مىشود . انسان در ذات خود « شىء » محض است و در پرتو عوامل اجتماعى « شخص » مىگردد .
در كتاب ماترياليسم تاريخى تأليف « پ . رويان » از كتاب مسائل اصولى ماركسيسم تأليف « پلخانف » صفحهء 42 نقل مىكند :
« صفات محيط اجتماعى ، توسّط سطح قواى توليدى هر زمان تعيين مىشوند ، يعنى وقتى سطح قواى توليدى تعيين گرديد ، صفات محيط اجتماعى و پسيكولوژى وابسته به آن و روابط متقابل بين محيط از يك طرف و افكار و رفتار از طرف ديگر نيز تعيين مىشود . »
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٩١