رسول اكرم اندكى بحث مىكنيم :
دوران كودكى
هنوز در رحم مادر بود كه پدرش در سفر بازرگانى شام در مدينه در گذشت . جدّش عبد المطلّب كفالت او را بر عهده گرفت . از كودكى آثار عظمت و فوق العادگى از چهره و رفتار و گفتارش پيدا بود . عبد المطّلب به فراست دريافته بود نوهاش آيندهاى درخشان دارد .
هشتساله بود كه جدّش عبد المطّلب درگذشت و طبق وصيّت او ابو طالب عموى بزرگش عهدهدار كفالت او شد . ابو طالب نيز از رفتار عجيب اين كودك كه با ساير كودكان شباهت نداشت در شگفت مىماند .
هرگز ديده نشد مانند كودكان همسالش نسبت به غذا حرص و علاقه نشان بدهد ، به غذاى اندك اكتفا مىكرد و از زياده روى امتناع مىورزيد ( 1 ) . بر خلاف كودكان همسالش و بر خلاف عادت و تربيت آن روز ، موهاى خويش را مرتّب مىكرد و سر و صورت خود را تميز نگه مىداشت .
ابو طالب روزى از او خواست كه در حضور او جامههايش را بكند و به بستر رود .
او اين دستور را با كراهت تلقّى كرد و چون نمىخواست از دستور عموى خويش تمرّد كند به عمو گفت : روى خويش را برگردان تا بتوانم جامهام را بكنم . ابو طالب از اين سخن كودك در شگفت شد ، زيرا در عرب آن روز حتّى مردان بزرگ از عريان كردن همهء قسمتهاى بدن خود احتراز نداشتند . ابو طالب مىگويد :
« من هرگز از او دروغ نشنيدم ، كار ناشايسته و خندهء بى جا نديدم ، به بازيهاى بچّهها رغبت نمىكرد ، تنهايى و خلوت را دوست مىداشت و در همه حال متواضع بود . »
هامش
( 1 ) . آنچه در ذيل مىآيد خلاصهاى است از سيره و خلق و خوى شخصى رسول اكرم . در اينجا مخصوصا از مقالهء علّامهء بزرگ معاصر آقاى حاج سيّد أبو الفضل مجتهد زنجانى در جلد اوّل محمّد خاتم پيامبران نشريّهء مؤسّسهء اسلامى حسينيّهء ارشاد استفاده شده است .