با بردگان
نسبت به بردگان فوق العاده مهربان بود . به مردم مىگفت : اينها برادران شمايند ، از هر غذا كه مىخوريد به آنها بخورانيد و از هر نوع جامه كه مىپوشيد آنها را بپوشانيد ، كار طاقت فرسا به آنها تحميل مكنيد ، خودتان در كارها به آنها كمك كنيد .
مىگفت : آنها را به عنوان « بنده » و يا كنيز ( كه مملوكيّت را مىرساند ) خطاب نكنيد ، زيرا همه مملوك خداييم و مالك حقيقى خداست ، بلكه آنها را به عنوان « فتى » ( جوانمرد ) يا « فتاة » ( جوانزن ) خطاب كنيد .
در شريعت اسلام تمام تسهيلات ممكن براى آزادى بردگان كه منتهى به آزادى كلّى آنها مىشد فراهم شد . او شغل « نخّاسى » يعنى بردهفروشى را بدترين شغلها مىدانست و مىگفت :
« بدترين مردم نزد خدا آدمفروشاناند . » ( 1 )
نظافت و بوى خوش
به نظافت و بوى خوش علاقهء شديد داشت ، هم خودش رعايت مىكرد و هم به ديگران دستور مىداد . به ياران و پيروان خود تأكيد مىنمود كه تن و خانهء خويش را پاكيزه و خوشبو نگه دارند . بخصوص روزهاى جمعه وادارشان مىكرد غسل كنند و خود را معطّر سازند كه بوى بد از آنها استشمام نشود ، آنگاه در نماز جمعه حضور يابند .
برخورد و معاشرت
در معاشرت با مردم ، مهربان و گشادهرو بود . در سلام به همهء حتّى كودكان و بردگان پيشى مىگرفت . پاى خود را جلو هيچ كس دراز نمىكرد و در حضور كسى
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 12 / ص 97 .