انديشهء خدا ، به سوى خدا ، براى تقرّب به خدا بايد آغاز شود و انجام پذيرد و هر چه جز اين باشد از اسلام نيست . در اسلام همهء راهها به توحيد منتهى مىشود ، اخلاق اسلامى از توحيد سرچشمه مىگيرد و به توحيد پايان مىيابد ، تربيت اسلامى همين طور ، سياست اسلامى همين طور ، اقتصاد و اجتماع اسلامى همين طور .
در اسلام هر كارى با نام خدا و استعانت از او آغاز مىشود ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ) و با نام خدا و سپاس او پايان مىيابد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
و با نام خدا و اعتماد و اتكاء به او جريان مىيابد تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
( 1 ) .
توحيد يك مسلمان واقعى ، صرفا يك انديشه و عقيدهء خشك نيست . همانطور كه ذات احديّت از مخلوقات خود جدا نيست ، با همه هست و بر همه محيط است ، همه چيز از او آغاز مىشود و به او پايان مىيابد ، انديشهء توحيد نيز بر سراسر وجود يك موحّد واقعى احاطه دارد ، بر همهء انديشهها ، ملكات ، رفتارهاى او سيطره پيدا مىكند و به همهء آنها جهت مىبخشد . اين است كه يك مسلمان واقعى ، اوّل و آخر و وسط كارش خداست و هيچ چيز را شريك خدا قرار نمىدهد .
27 . الغاء وسائط : با اينكه اسلام وسائط را در نزول فيض مىپذيرد و نظام علّت و معلول را - چه در امور مادّى و چه در امور معنوى - حقيقى و واقعى مىشمارد ، در مقام پرستش و عبادت ، همهء وسائط را ملغى مىسازد . چنان كه مىدانيم در مذاهب تحريف شده ، فرد ارزش ارتباط مستقيم با خدا را از دست داده است ، ميان خدا و انسان جدايى فرض شده است ، تنها كاهن يا روحانى مىتواند مستقيما در حال راز و نياز باشد و او بايد پيام ديگران را به خدا ابلاغ كند . در اسلام اين كار نوعى شرك تلقّى مىشود . قرآن كريم با صراحت مىگويد : اگر بندگان من دربارهء من از تو پرستش كنند ، بگو من نزديكم ، دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم . . .
28 . امكان همزيستى با اهل توحيد : از نظر اسلام مسلمانان مىتوانند در داخل كشور خود با پيروان اديان ديگرى كه ريشهء توحيدى دارند از قبيل يهود و نصارى و مجوس ، هر چند بالفعل از توحيد منحرف باشند ، تحت شرايط معيّنى همزيستى داشته
هامش
( 1 ) . [ اقتباس از آيه 56 سورهء هود و آيهء 122 سورهء آل عمران ]