تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
صورت يك حكمت نظرى ، و نظريّاتش را در باب معرفت و شناخت‌شناسى به صورت اصول يك منطق عرضه داشت . بديهى است كه در اينجا ما بايد به اشاره‌اى اكتفا كرده و بگذريم . تدوين ايدئولوژى و جهان‌بينى و شناخت‌شناسى اسلامى با توجّه به نظريّات ارزندهء علماى اسلامى ، اعمّ از فقها و حكما و عرفا و ساير صاحب‌نظران ، چند جلد قطور خواهد شد . در اينجا فقط فهرستى - و لو ناقص - عرضه مىداريم ، باشد كه در فرصتى ديگر تكميل گردد . در اينجا كه درصدد ترسيم خطوط اصلى نظريّات اسلامى تحت عنوان مشخّصات اسلام هستيم ، آنها را در سه بخش : مشخّصات شناخت‌شناسى ، مشخّصات جهان‌بينى و جهان‌شناسى و مشخّصات ايدئولوژيكى فهرست مىكنيم .

الف . از نظر شناخت

1 . آيا شناخت ممكن است ؟ اين اوّل پرسش در اين مسأله است و همواره مطرح بوده و هست . بسيارى از انديشمندان ، شناخت حقيقى را غير ممكن مىدانند و انسان را محكوم به نشناختن و سر در نياوردن از واقعيّت آنچه در جهان است يا مىگذرد مىدانند و يقين ( دانش قطعى ترديدناپذير مطابق با واقع ) را امرى محال مىشمارند . ولى قرآن به حكم اينكه دعوت به شناختن خدا و جهان و انسان و تاريخ كرده است و به حكم اينكه در داستان آدم اوّل كه داستان انسان است ، او را شايستهء تعليم همهء اسماء الهى ( حقايق عالم ) دانسته است و به حكم اينكه در مواردى علم بشر را از نوع احاطه به چيزى از علم پروردگار - كه عين حقيقت است - دانسته است
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
( 1 ) ، شناختن را ممكن مىداند . 2 . منابع شناخت چيست ؟ از نظر اسلام منابع شناخت عبارت است از طبيعت يا آيات آفاقى ، انسان يا
هامش
( 1 ) . بقره / 255 .