چيزى باشد كه بوى شرك بدهد و يا به كمك ظالم و ستمگر بشتابد و ظلم و بىعدالتى را تأييد نمايد و يا در برابر شركها ، جهالتها ، خرافات ، ستمگريها سكوت كند و به ستيزه و مبارزه برنخيزد .
توحيد ، عقل ، عدل از اصول دعوت همهء پيامبران است و تنها دعوت افرادى كه در اين مسير دعوت مىكنند قابل مطالعه و مطالعهء دليل و معجزه است ، يعنى اگر شخصى در پيام خود چيزى بر ضدّ توحيد يا بر ضدّ حكم قطعى و مسلّم همهء عقول و يا بر ضدّ عدل و تأييد ظلم بياورد ، پيامش ارزش مطالعه و مطالبهء دليل هم ندارد ، همچنانكه اگر يك مدّعى پيامبرى مرتكب گناه يا اشتباه شود و يا توانايى رهبرى خلق را نداشته باشد - هر چند منشأ اين ناتوانى يك عيب جسمانى و يك بيمارى نفرتآور نظير جذام باشد - يا دعوتش در مسير سازندگى انسانها نباشد ، پيامش ارزش مطالبهء دليل و معجزه ندارد . علىهذا چنين اشخاصى به فرض ( به فرض محال ) اعجازگر هم باشند و معجزات فراوانى هم ارائه نمايند ، عقل پيروى آنها را جايز نمىشمارد .
جنبهء بشرى
پيامبران با همهء جنبههاى خارق العادهاى كه دارند از قبيل معجزه ، عصمت از گناه ، عصمت از اشتباه ، رهبرى بىنظير ، سازندگى بىنظير ، درگيرى بىنظير با شركها ، خرافهها و ستمگريها ، از جنس بشرند ، يعنى همهء لوازم بشريّت را دارند : مانند ديگران مىخورند ، مىخوابند ، راه مىروند ، توليد مثل مىكنند و بالأخره مىميرند ، همهء نيازهايى كه لازمهء بشريّت است در آنها هست . پيامبران مانند ديگران مكلّف و موظّفند و تكاليفى كه به وسيلهء آنها به مردم ديگر ابلاغ مىشود ، شامل خود آنها هم هست ، حرام و حلالها دربارهء آنها هم هست و احيانا برخى تكاليف شديدتر متوجّه آنها مىشود ، آنچنان كه بر رسول اكرم تهجّد يعنى بيدارى آخر شب و نافلهء شب واجب بود .
پيامبران هرگز خود را از تكاليف استثناء نمىكنند . آنها مانند ديگران و بيش از ديگران از خدا مىترسند ، بيش از ديگران خدا را عبادت مىكنند ، نماز مىخوانند ، روزه مىگيرند ، جهاد مىكنند ، زكات مىدهند ، به خلق خدا احسان مىكنند ، براى زندگى خود و ديگران تلاش مىكنند و در زندگى انگل بر ديگران نمىشوند .
تفاوت پيامبران با ديگر مردمان صرفا در مسألهء وحى و مقدّمات و لوازم وحى