تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
عصاهاى چوبين در دست داشتند و همهء تجهيزات ظاهريشان منحصر به اين بود ، بر فرعون وارد شدند و او را دعوت كردند و با كمال قاطعيّت ابراز داشتند : اگر دعوت ما را نپذيرى زوال حكومت تو قطعى است و اگر دعوت ما را بپذيرى و به راهى كه ما مىخواهيم وارد شوى ما عزّت تو را تضمين مىكنيم . فرعون با تعجّب فراوان گفت : اينها را ببينيد كه از تضمين عزّت من در صورت پيروى آنها و گرنه زوال حكومت من سخن مىگويند ! ( 1 ) پيغمبر اكرم ( ص ) در سالهاى اوّل بعثت كه عدّهء مسلمانان شايد از شمار انگشتان دو دست تجاوز نمىكرد ، در جلسه‌اى كه تاريخ آن را به نام جلسهء « يوم الانذار » ضبط كرده است ، بزرگان بنى هاشم را گرد آورد و رسالت خويش را به آنان ابلاغ فرمود و با صراحت و قاطعيّت اعلام كرد كه دين من جهانگير خواهد شد و سعادت شما در پيروى و قبول دعوت من است . اين سخن آنچنان سنگين و باور نكردنى آمد كه جمعيّت با تعجّب به يكديگر نگاه كردند و جوابى نداده متفرّق شدند . هنگامى كه ابو طالب عموى پيغمبر اكرم پيام قريش را - مبنى بر اينكه حاضريم او را به پادشاهى برگزينيم ، زيباترين دختران خود را به زنى به او بدهيم ، او را ثروتمندترين فرد خود گردانيم به شرط اينكه از سخنان خود دست بردارد - به آن حضرت ابلاغ كرد ، در جواب فرمود : « به خدا قسم اگر خورشيد را در يك كفم و ماه را در كف ديگرم قرار دهند ، هرگز از دعوت خود دست بر نمىدارم » . آرى ، همانطور كه عصمت از گناه و عصمت از اشتباه در رهبرى انسانها ، از لوازم مجهّز بودن به نيروى وحى و اتّصال به خداست ، خلوص و همچنين قاطعيّت نيز از لوازم پيامبرى است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 190 .