5 سازندگى
پيامبران كه به نيروها تحرّك مىدهند و سامان مىبخشند ، صرفا در جهت ساختن فرد و ساختن جامعهء انسانى است ، و به عبارت ديگر ، در جهت سعادت بشرى است ، محال و ممتنع است كه در جهت فاسد كردن فرد و يا تباهى جامعهء انسانى صورت گيرد .
علىهذا اگر اثر دعوت يك مدّعى پيامبرى ، فاسد ساختن انسانها ، از كار انداختن نيروهاى آنها يا به فحشاء و هرزگى افتادن انسانها و يا تباهى جامعهء انسانى و انحطاط مجتمع انسانى باشد ، خود دليل قاطعى است بر اينكه اين مدّعى در دعوى خودش صادق نيست . اقبال لاهورى در اينجا نيز سخن ارزندهاى دارد ، مىگويد :
« راه ديگرى براى داورى كردن در ارزش تجربهء دينى يك پيغمبر ( حقيقى بودن رسالتش و واقعيّت داشتن اتّصال درونىاش با خدا ) آزمودن انواع انسانيّتى است كه ايجاد كرده و نيز توجّه به آن جهان فرهنگ و تمدّنى است كه از رسالت وى برخاسته است . » ( 1 )
6 درگيرى و مبارزه
در افتادن با شركها ، خرافهها ، جهالتها ، ساختههاى خيالبافانه ، ظلمها و ستمها و ستمگريها يكى ديگر از علائم و نشانههاى صداقت پيامبرى يك مدّعى پيامبرى است ، يعنى محال است كه يك نفر پيامبر واقعى از جانب خدا برگزيده شود و در پيامش
هامش
( 1 ) . احياى فكر دينى در اسلام ، ص 144 .