ناقص و محدود است نمىتواند هيچ فرضيّهاى دربارهء كلّ اشياء به ما تلقين كند . امّا اگر ما ناگزير و لزوماً بايد فرضيّهاى برگزينيم ، بر حسب چه قاعدهاى بايستى انتخاب خود را معيّن كنيم ؟ آيا قاعدهء ديگرى غير از بيشتر بودن شباهت ميان اشياء مورد مقايسه وجود دارد ؟ و آيا يك گياه يا يك حيوان كه با رويش و زايش به وجود مىآيد ، بيش از يك ماشين مصنوعى كه از عقل و تدبير ناشى مىشود ، شباهت قوىترى به عالم ندارد ؟
استدلال تمثيلى كه در آن برهان به كار رفته است ، به فرض اينكه وجود ناظمى را ثابت كند ، به هيچ وجه مشعر بر صفات پسنديدهاى كه به آن ناظم نسبت مىدهند نيست . تصوّر خداوندى نيكوكار و عادل و مهربان از مقايسهء آثار طبيعى با اعمال انسان نتيجه نمىشود . اگر آن ناظم فرض شود كه مانند انسان است ، ديگر دليلى نداريم براى اين فرض كه صفت اخلاقى خاصّى وجود دارد كه متعلّق به خالق طبيعت است . وقتى كسى محصول - يعنى طبيعت - را مطالعه كند و همهء اوصاف ناخوشايند آن ، يعنى طوفانها و زلزلهها و منازعات يك قسمت طبيعت يا قسمت ديگر را مشاهده كند ، آيا مىتواند نتيجه بگيرد كه آن طرحريزى از يك عقل سليم و خوب ناشى شده است ؟ » ( 1 )
خلاصهء نظريّات هيوم در تقرير و بيان برهان نظم اين است :
الف . برهان نظم يك برهان تعقّلى محض بر اساس بديهيّات اوّليّه نيست ؛ برهانى تجربى است و مولود تجربهء طبيعت است و بايد واجد شرايط براهين تجربى باشد .
ب . اين برهان مدّعى است كه از تجارب ممتد دربارهء طبيعت ، شباهت كامل ميان طبيعت و ميان مصنوعات انسان از قبيل ماشين و كشتى و خانه به دست مىآيد و روشن مىگردد كه جهان از نظر رابطهء اجزايش با يكديگر و از نظر تطابق ميان ساختمان جهان و آثار و نتايجى كه بر آن مترتّب مىشود ، عينا مانند يك ماشين بزرگ است .
ج . به حكم قاعدهء كلّى كه در براهين تجربى مورد استفاده قرار مىگيرد ، شباهت معلولات دليل بر شباهت علل است و نظر به اينكه معلولات و مصنوعات انسان از يك روح و عقل و انديشه ناشى شده است ، پس جهان نيز از يك روح و عقل و انديشهء بزرگ ناشى شده است .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 212 - 224 .