راسل آنگاه به تاريخچهء « اصل عدم موجبيّت » پرداخته و اضافه مىكند :
« من در شگفتم از اينكه ادينگتون براى تأييد اختيار به اين اصل متوسّل شده باشد ، زيرا اصل مزبور به هيچ وجه نشان نمىدهد كه در سير طبيعت ، اختيار وجود دارد » .
آنگاه دربارهء اين مطلب بحث مىكند كه آنچه از مكانيك كوانتومى نتيجه مىشود ، نفى علّيت نيست ؛ نفى اصل موجبيّت ( و اصل ضرورت ترتّب معلول بر علّت ) است . مىگويد :
« پس در اصل عدم موجبيّت ، چيزى كه نشان دهد يك واقعهء فيزيكى بدون علّت واقع مىشود ، وجود ندارد . . . حال برمىگرديم به اتم و اختيارى كه در آن پنداشته مىشود .
نخست بايد دانست كه هنوز معلوم نيست حركت اتم كاملًا سرسرى باشد . ادّعاى قاطعيّت در تأييد و يا ردّ اين نظريّه به يك اندازه غير علمى و اشتباهآميز است ، زيرا علم در همين اواخر به كشف اين نكته نائل آمده است كه اتم در حوزهء عمل قوانين فيزيكى قديم نيست و برخى فيزيكدانان با بىپروايى از همين مقدّمه نتيجه گرفتهاند كه اتم اصلا در حوزهء عمل « قانون » نيست . . . آدمى تا چه اندازه بايد بىپروا باشد كه روبناى حكمتى را بر مبناى جهلى بنا كند كه فقط براى لحظهاى قابل دوام باشد . . . بعلاوه ايرادهاى علمى محضى نيز عليه ايمان به اختيار ، وجود دارد . بررسيهايى كه تاكنون در مورد رفتار حيوانات يا موجودات انسانى به عمل آمده روشن كرده است كه در اينجا نيز مانند زمينههاى ديگر مىتوان به قوانين علمى ( علّى ظ ) دست يافت و اين همان است كه در تجربيّات « پاولوف » آزموديم .
صحيح است كه ما نمىتوانيم اعمال آدمى را با هيچ درجه از كليّت پيشبينى كنيم ، لكن اين موضوع تا حدّى مربوط به پيچيدگى مكانيسم آدمى است و هرگز بيانگر بىقانونى محض - كه باطل بودنش در همهء موارد تجربى به ثبت رسيده است - نيست و كسانى كه مايلاند جهان فيزيكى از وجود قانون بر كنار باشد ، به نظر من نتيجهء اين ميل خود را در نمىيابند . همهء استنباط ما از جريان طبيعت بر اصل علّيت استوار است و اگر طبيعت تحت لگام قانون نباشد ، مجموع چنين استنباطى نقش بر آب خواهد بود . در آن صورت ، ديگر نخواهيم توانست از چيزى كه همهء جوانب آن را شخصاً نيازمودهايم ، آگاهى داشته باشيم ، و حتّى اگر جدّىتر صحبت كنيم ، آگاهى ما منحصر به تجربهء خود ما خواهد بود ، آن هم فقط در همان لحظهء آگاهى ؛ چون حافظه نيز بكلّى مشمول قوانين علّيت است . در اين صورت ، اگر ما ناتوان از اين باشيم كه از وجود ديگران و حتّى از گذشتهء خود استنباط موجّهى داشته باشيم ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٩