بو على به اصطلاح ايدهآليست است ؛ پس بو على در ميان دو قطب ماترياليسم و ايدهآليسم در نوسان بوده و عقيدهء ثابتى در اين زمينه نداشته است !
آن دانشمند روسى از اين جهت دربارهء بو على اينچنين انديشيده كه نظريّهء ازليّت مادّه را با مخلوق بودن آن و مخلوق بودن همهء جهان منافى دانسته است ، و حال آنكه در منطق ابن سينا كه مسألهء « مناط نيازمندى به علّت » را بررسى كرده است و مناط نيازمندى به علّت را « امكان ذاتى » تشخيص داده نه حدوث ، هيچ گونه تناقضى ميان اين دو وجود ندارد . قبلا مسألهء « مناط نيازمندى به علّت » را كه از مهمترين مسائل فلسفى است و تنها در فلسفهء اسلامى آن مسأله طرح شده است ، طرح كرديم و روشن كرديم كه لازمهء معلوليّت و مخلوقيّت ، « حدوث زمانى » نيست . مانعى نيست كه يك موجود ، وجود ازلى و ابدى داشته باشد و در عين حال وجودش « از غير » باشد . دربارهء اين مسأله بازهم سخن خواهيم گفت .
خدا يا آزادى ؟
مسألهء معروفى هست در فلسفه و كلام و اخلاق به نام جبر و اختيار . بحث در اين است كه آيا انسان در كارهاى خود مجبور است و آزادى براى انتخاب ندارد ، و يا حرّ و آزاد و مختار است ؟ مسألهء ديگرى در الهيّات هست به نام قضا و قدر . قضا و قدر يعنى حكم قطعى الهى در جريانات كارهاى عالم و حدود و اندازههاى آنها .
در مسألهء قضا و قدر بحث در اين است كه آيا قضا و قدر الهى عامّ است و شامل همهء اشياء و جريانات است يا نه ؟ و اگر عامّ است ، تكليف آزادى و اختيار انسان چه مىشود ؟ آيا ممكن است كه هم قضا و قدر الهى عامّ و كلّى باشد و هم انسان نقش آزاد و مختار داشته باشد ؟
جواب اين است : بلى . ما خود در رسالهاى كه در همين موضوع نوشتهايم و با نام انسان و سرنوشت چاپ شده است . در اين باره بحث كردهايم و ثابت كردهايم كه هيچ گونه منافات ميان قضاى عامّ الهى از يك طرف و اختيار و آزادى انسان از طرف ديگر نيست . و البتّه آنچه ما در آنجا گفتهايم چيزى نيست كه اوّلين مرتبه ما گفته باشيم ؛ آنچه گفتهايم اقتباس از قرآن كريم است و قبل از ما ديگران اقتباس كردهاند ، مخصوصاً حكماى اسلامى مستوفى در اين باب بحث كردهاند . امّا امروز كه به جهان