تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
اثبات كرده است كه آن را « حركت جوهريّه » مىنامند . بنابر اصل حركت جوهريّه هيچ امر ثابتى در طبيعت وجود ندارد و نمىتواند وجود داشته باشد ؛ همه چيز در طبيعت تدريجى الوجود است و جز اين نمىتواند باشد . اين فيلسوف كه در عين حال يك عارف الهى است ، هرگز در مخيّله‌اش خطور نمىكرد كه روزى مردمى در جهان پيدا شوند و لازمهء علم ازلى الهى و يا مشيّت ازلى الهى را دفعى الوجود بودن همهء اشياء بپندارند . ما در چند سال پيش مقاله‌اى تحت عنوان « توحيد و تكامل » در نشريّهء ماهانهء مكتب تشيّع نوشتيم ( 1 ) و راههاى اشتباه فيلسوفان مغرب زمين را در تضادّ توحيد با اصل تكامل روشن كرديم .

ازليّت مادّه

باز از جمله نمونه‌هاى نارسايى فلسفهء غربى اين است كه خيال كرده‌اند نظريّهء ازليّت مادّه با اعتقاد به خدا منافى است و حال آنكه هيچ ملازمه‌اى ميان اين نظريّه و انكار خداوند نيست ، بلكه حكماى الهى معتقدند لازمهء اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به ازليّت و دوام فيّاضيّت او و دوام خالقيّت اوست كه مستلزم ازليّت خلق است . يكى از دانشمندان روسى در مقاله‌اى كه به فارسى در يكى از مجلّه‌ها در چند سال پيش ترجمه شده بود ، نوشته بود كه أبو على سينا در ميان ماترياليسم و ايده‌آليسم در نوسان بوده است . چرا اين دانشمند دربارهء ابن سينا اينچنين اظهار نظر مىكند و حال اينكه يكى از مشخّصات « ابن سينا » اين است كه در آراء و عقايد خودش به يك روش رفته است و تذبذب و تناقض در گفته‌هايش يافت نمىشود . شايد حافظهء نيرومند و فوق العاده‌اش كه هيچ‌گاه افكارش را فراموش نمىكرد ، يكى از علل اين ويژگى است . اين دانشمند روسى چون ديده است ابن سينا از طرفى قائل به ازليّت مادّه است و براى زمان ابتدا قائل نبوده است ، فكر كرده پس او ماترياليست است . و از طرف ديگر ديده است كه از خدا و آفرينش و علّت نخستين دم مىزند ، با خود فكر كرده كه
هامش
( 1 ) . اين مقاله همراه يك سلسله مقالات ديگر به خواست خدا در مجموعهء مقالات فلسفى منتشر مىشود .