تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
بوده امّا پاستور خداشناس ، آشنا نبوده و جاهل بوده است ؟ ! يا مىتوانيم بگوييم ويليام جيمز ، مرد موحّد بلكه عارف عصر خويش يا برگسون و الكسيس كارل و امثال اينها با مفاهيم علمى زمان خود آشنا نبوده‌اند و با مقياس هزار سال قبل فكر مىكرده‌اند ، امّا فلان جوان ايرانى كه يكدهم آنها معلومات ندارد و به خدا معتقد نيست ، با مفاهيم علمى زمان خود آشناست ؟ ! گاهى ديده مىشود دو نفر رياضى دان ، يكى معتقد به خدا و دين است و ديگرى مادّى است ؛ يا دو نفر فيزيك‌دان ، دو نفر زيست‌شناس ، دو نفر ستاره‌شناس ، يكى مادّى فكر مىكند و ديگرى الهى . پس مسأله به اين سادگى نيست كه بگوييم علم آمده است و مسائل ماوراى طبيعت را منسوخ كرده است . اين يك سخن كودكانه است . بحثى كه بيشتر بايد روى آن تكيه كرد اين است كه چه چيز موجب گشت در اروپا ماترياليسم به صورت يك مكتب ظهور كرد و گروندگان بسيارى پيدا كرد ، هر چند قرن بيستم بر خلاف قرنهاى هيجدهم و نوزدهم از پيشروى ماترياليسم كاست ، بلكه در اين قرن نوعى شكست نصيب ماترياليسم شد . اين گرايشهاى دسته جمعى ، يك سلسله علل تاريخى و اجتماعى دارد كه بايد مورد بررسى قرار گيرد . ما در مطالعات خود به عللى برخورده‌ايم و همانها را در اينجا ذكر مىكنيم . شايد افرادى كه مطالعات بيشترى در زمينه‌هاى اجتماعى ، خصوصاً در تاريخ اروپا دارند ، علل و اسباب ديگرى را بشناسند . ما در اينجا محصول مطالعات خودمان را ذكر مىكنيم .