تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

تغييرناپذيرى در طبيعت

گفتيم در زبان پيشوايان دين چه در دعا و چه در غير دعا از دو گونگى قضا و قدر ياد شده است ، و توضيح داديم كه مجرّدات علوى ، قضا و قدرشان حتمى است ، بر خلاف موجودات طبيعت . بايد اضافه كنيم كه در طبيعت نيز قضا و قدرهاى حتمى ، و به عبارت ديگر ، جريانهاى غير قابل تبديل هست . در طبيعت ، هر موجودى مسبوق به عدم است و بايد از موجود ديگر سرچشمه بگيرد ؛ اين قضاى حتمى است . هر موجود طبيعى بايد راه فنا و زوال پيش بگيرد مگر اينكه تبديل شود به موجود غير مادى . اين نيز قضا و قدر حتمى است . موجودات جهان طبيعت به مرحله‌اى مىرسند كه تغيير مسير براى آنها غير ممكن مىشود : يا بايد معدوم شوند و يا همان جريان را طى كنند ؛ يعنى تقدير حتمى پيدا مىكنند . مثلًا سلّول نطفهء يك مرد كه با تخمك يك زن جفت مىشود و مجموعاً يك واحد سلّول را تشكيل مىدهند ، سرشت و طينت معيّنى را براى آيندهء كودك تشكيل مىدهند و صفات موروثى خاصّى را در كودك بعداً به وجود مىآورند كه در سرنوشت آيندهء او مؤثّر است . بديهى است كه اگر سلّول نطفهء اين مرد با تخمك زن ديگر جفت شده بود ، واحد ديگرى مغاير با اين واحد ، و سرشت و طينت ديگرى مغاير با اين سرشت و طينت تكوين مىشد . پس از تكوين يك سرشت و طينت ، ديگر نمىتوان آن را به سرشت ديگر تبديل كرد ؛ يعنى در اين مرحله قضا و قدر حتمى مىشود . بسيارى از كيفيّات ديگر در مراحل بعدى رحم قطعى و حتمى مىشود ؛ از اين رو مىبينيم كه در زبان دين ، رحم يكى از الواح قضا و قدر ناميده شده است .

نظامات لا يتغيّر

قوانين و نظاماتى كه بر جهان حكمفرما مىباشند نيز غير قابل تغيير و تبديل‌اند . موجودات طبيعت در تغيير و تبديل‌اند ، امّا نظامات طبيعت ثابت و لايتغيّرند . موجودات طبيعت متغيّر و متكامل‌اند و در مسيرهاى مختلف قرار مىگيرند ؛ گاهى به سر حدّ كمال مىرسند و گاهى متوقّف مىشوند ؛ گاه تند مىروند و گاه كند . عوامل مختلف سرنوشت آنها را تغيير مىدهد . امّا نظامات طبيعت نه متغيّرند و نه متكامل ؛ ثابت و يكنواخت‌اند . قرآن كريم از اين نظامات لا يتغيّر به « سنّت الهى » تعبير مىكند و