تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
را ندارند ، سرنوشتشان حتمى است ، و امّا آن دسته از پديده‌هاى طبيعت كه استعداد بيش از يك آينده را دارند ، سرنوشتشان غير حتمى است . اين بود خلاصهء تفسير و توضيح قضا و قدر حتمى و غير حتمى . اين مسأله طورهاى ديگر نيز تفسير شده است . بعضى به مقياس انسان تفسير كرده‌اند ؛ گفته‌اند واقعيّتهايى كه تغيير و تبدل آنها در اختيار انسان نيست ، تقديرشان حتمى است و واقعيّتهايى كه تغيير و تبديل آنها در اختيار انسان است ، تقديرشان غير حتمى است . مثلًا براى بشر ( لا اقل در حال حاضر ) تغيير دادن اوضاع جوّى از لحاظ گرما و سرما و برف و باران و بادها و تغيير دادن اوضاع عمومى زمين از لحاظ زلزله‌ها و طوفانها و سيلابها غير مقدور است . بشر چه بخواهد و چه نخواهد اينها صورت مىگيرند . پس آنها امور حتميّه هستند و مقدّرات الهى در اين امور حتمى است . امّا تغيير اوضاع اجتماعى و اصلاح امور به موازين عدالت و رفاه عمومى و سعادت همگانى ، مقدور بشر است و خواست بشر مىتواند اينها را عوض كند . پس اينها امور غير حتميّه هستند و مقدّرات الهى در اين امور غير حتمى است . اين تفسير صحيح نيست ، زيرا علّت ندارد قدرت و امكانات بشر را ملاك حتمى يا غير حتمى بودن مقدّرات قرار بدهيم . زبان اخبار و آثار دين هم با اين تفسير قابل تطبيق نيست . بعضى ديگر قضا و قدر حتمى و غير حتمى را به مقياس تحقّق و عدم تحقّق شرايط تفسير كرده‌اند ، به اين معنى كه چنان كه گفتيم برخى موجودات امكانات متعدّد دارند و با علل مختلف ارتباط و پيوند دارند . به هر اندازه كه با علل گوناگون بستگى دارند ، مقدّرات داشته و در حقيقت سرنوشت آنها به دست آن علّتهاست . هر علّتى يك سرنوشتى براى اين موجود در دست دارد و هر سرنوشتى مشروط است به وقوع و تحقّق آن علّتى كه آن سرنوشت را در دست دارد . بديهى است كه در ميان علل و شرايط گوناگون بعضى صورت وقوع پيدا مىكنند و بعضى نه ، و باز واضح است كه علّت اينكه بعضى از علل و شرايط وجود پيدا مىكنند و بعضى نه ، اين است كه علل و شرايط آن علل و شرايط موجود بوده است و علّت اينكه آن علل و شرايط ديگر وجود پيدا نكرده‌اند ، اين است كه علل و شرايط آن علل و شرايط موجود نبوده و همين طور علل و شرايط درجهء سوّم و چهارم . . . مقدّرات حتمى يعنى مقدّراتى كه در چنگ علل و شرايطى هستند كه آن علل و