اين سوره با لحنى پر از عطوفت ، خاطر شريف رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را كه گويى از ناملايمات آزرده گشته بود نوازش مىدهد ، گوشزد مىكند كه چگونه خدا بار سنگين وى را از دوشش برداشته و سختيش را مبدّل به آسانى كرده است ؛ آنگاه به شيوهء علوم تجربى از يك جريان واقع شده و مشهود استنتاج كرده مىگويد : « پس ، با سختى آسانيى هست » يعنى از اينكه در گذشته بارى بر دوش تو بود و ما آن را برداشتيم و نامت را بلند ساختيم و به تو بردبارى و قدرت تحمل داديم ، چنين نتيجه بگير كه : « حتماً با هر سختى آسانيى هست . »
سپس براى تثبيت نتيجه و اطمينان دادن به قطعى بودن آن ، تكرار مىكند كه آرى : « با سختى آسانيى هست . »
نكتهء جالب اين است كه بعد از نتيجه گرفتن اين فرمول كلّى ، خطمشى آينده را نيز بر همين اساس تعيين مىفرمايد ؛ مىگويد :
« پس وقتى فراغت يافتى ، به كوشش پرداز » .
يعنى چون آسانى در شكم تعب و رنج قرار داده شده است ، پس هر وقت فراغت يافتى خود را مجدّدا به زحمت بينداز و كوشش را از سر بگير .
اين خصوصيّت ، مربوط به موجودات زنده ، بالاخص انسان است كه سختيها و گرفتاريها مقدمهء كمالها و پيشرفتهاست . ضربهها ، جمادات را نابود مىسازد و از قدرت آنان مىكاهد ولى موجودات زنده را تحريك مىكند و نيرومند مىسازد .
« بس زيادتها كه اندر نقصها است . »
مصيبتها و شدائد براى تكامل بشر ضرورت دارند . اگر محنتها و رنجها نباشد بشر تباه مىگردد . قرآن كريم مىفرمايد :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
( 1 ) .
« همانا انسان را در رنج و سختى آفرينش دادهايم » .
آدمى بايد مشقّتها تحمل كند و سختيها بكشد تا هستى لايق خود را بيابد . تضاد و كشمكش ، شلّاق تكامل است . موجودات زنده با اين شلّاق راه خود را به سوى كمال مىپيمايند . اين قانون ، در جهان نباتات ، حيوانات و بالاخص انسان صادق است .
هامش
( 1 ) . بلد / 4