تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مىشناسيم رابطهء علّىّ و معلولى وجود دارد . بديها مادر خوبيها و زايندهء آنها هستند . اين سومين اثر مفيد بديها است . نخستين اثر ، اين بود كه وجود بديها و زشتيها در پديد آوردن مجموعهء زيباى جهان ، ضرورى است . اثر دوم اين بود كه حتى زيباييها ، جلوهء خود را از زشتيها دريافت مىكنند و اگر زشتى و بدى وجود نمىداشت زيبايى و خوبى نيز مفهوم نداشت ؛ به اين معنى كه زيبايى زيبا در احساس ، رهين وجود زشتى زشتها و پديد آمدن مقايسه بين آنها است . اكنون سومين اثر بديها و بدبختيها را تحت اين عنوان شرح مىدهيم كه زشتيها ، مقدمهء وجود زيباييها و آفريننده و پديدآورندهء آنها مىباشند . در شكم گرفتاريها و مصيبتها ، نيكبختيها و سعادتها نهفته است همچنانكه گاهى هم در درون سعادتها ، بدبختيها تكوين مىيابند و اين ، فرمول اين جهان است :
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ
( 1 ) . « خدا شب را در شكم روز فرو مىبرد و روز را در شكم شب » . ضرب المثل معروفى كه مىگويد : « پايان شب سيه سپيد است » تلازم قطعى بين تحمّل رنج و نيل به سعادت را بيان مىكند ، گويى سپيديها از سياهيها زاييده مىشوند ، همچنانكه سفيديها نيز در شرايط انحرافى ، سياهى توليد مىكنند . هگل ، فيلسوف معروف آلمانى قرن نوزدهم سخنى دارد كه از اين نظر قابل توجه است . مىگويد : « نزاع و شر ، امور منفى ناشى از خيال نيستند ؛ بلكه امور كاملًا واقعى هستند و در نظر حكمت ، پلّه‌هاى خير و تكامل مىباشند . تنازع ، قانون پيشرفت است . صفات و سجايا در معركهء هرج و مرج و اغتشاش عالم ، تكميل و تكوين مىشوند و شخص فقط از راه رنج و مسئوليّت و اضطرار به اوج علوّ خود مىرسد . رنج هم امرى معقول است و علامت حيات و محرّك اصلاح مىباشد . شهوات نيز در بين امور معقول براى خود جايى دارند ؛ هيچ امر بزرگى بدون شهوت به كمال خود نرسيده است و حتى جاه طلبىها و خودخواهيهاى ناپلئون بدون ارادهء او به پيشرفت اقوام كمك كرده است . زندگى براى سعادت ( آرامش و رضايت حاصل از آن ) نيست ، بلكه براى تكامل است . تاريخ جهان ، صحنهء سعادت و خوشبختى نيست ، دوره‌هاى
هامش
( 1 ) . حج / 61 ، لقمان / 29 ، فاطر / 13 ، حديد / 6