دوست مىدارد و مىخواهد به كمال برساند ، در بلاها غوطهور مىسازد . انسان اگر يك عمر دربارهء شنا كتاب بخواند ، تا در آب نرود شناگر نمىشود ؛ زمانى شناگرى را مىآموزد كه عملًا در آب قرار گيرد و مبارزه با غرق شدن را تمرين كند و احياناً خود را با خطر غرق شدن در صورت دير جنبيدن مواجه ببيند . انسان بايد در دنيا شدائد ببيند تا خروج از شدائد را ياد بگيرد ، بايد سختيها ببيند تا پخته و كامل گردد .
دربارهء بعضى از پرندگان نوشتهاند كه وقتى بچهاش پروبال در مىآورد ، براى آنكه پرواز كردن را به او ياد بدهد او را از آشيانه بيرون مىآورد و بر اوج فضا بالا مىبرد و در وسط آسمان رها مىسازد ؛ بچهء حيوان قهراً به تلاش مىافتد و حركتهاى نامنظّم كرده پروبال مىزند تا وقتى كه خسته مىشود و نزديك است سقوط كند ، در اين وقت مادر مهربان ، او را مىگيرد و روى بال خود نگه مىدارد تا خستگيش رفع شود ؛ همين كه اندكى آسايش يافت ، بار ديگر او را در فضا رها مىكند و به تلاش وادار مىنمايد ، تا وقتى كه خسته مىشود و او را مىگيرد . اين عمل را آن قدر تكرار مىكند تا بچهاش پرواز كردن را ياد گيرد .
پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به خانهء يكى از مسلمانان دعوت شدند ؛ وقتى وارد منزل او شدند مرغى را ديدند كه در بالاى ديوار تخم كرد و تخم مرغ نيفتاد يا افتاد و نشكست . رسول اكرم در شگفت شدند . صاحب خانه گفت : آيا تعجّب فرموديد ؟ قسم به خدايى كه تو را به پيامبرى برانگيخته است به من هرگز آسيبى نرسيده است . رسول اكرم برخاستند و از خانهء آن مرد رفتند ، گفتند كسى كه هرگز مصيبتى نبيند ، مورد لطف خدا نيست . ( 1 )
از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه :
انّ اشدّ النّاس بلاء الانبياء ، ثمّ الّذين يلونهم ، ثمّ الامثل فالامثل . ( 2 )
« پرگرفتارىترين مردم انبياء هستند ؛ در درجهء بعد كسانى كه از حيث فضيلت بعد از ايشان قرار دارند ، و سپس هر كس كه بافضيلتتر است به ترتيب از بالا به پايين . »
در كتب حديث ، بابى اختصاص يافته است به شدّت ابتلاء امير المؤمنين عليه السلام و امامان از فرزندان او .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، جزء اول ص 56 ، چاپ كمپانى ، نقل از كافى
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، جزء اول ص 53 ، چاپ كمپانى ، نقل از كافى